رويا مرادي

ازدواج,خانواده ,سرگرمي

سه شنبه ۲۱ بهمن ۰۴

آيا مردان غالب و معتبر براي زنان جذاب ترند؟/ چگونگي جذب زنان براي ايجاد تسلط يا اعتبار.

در مقالات گذشته، من ويژگي هاي اساسي را كه مردم به طور هميشگي يا عاشق مي خواهند ، بررسي كرده ام . به طور خاص، من نيز كشف كرده است كه زنان چه در يك شريك مي خواهند و چگونه اين خواسته ها ممكن است در طول زمان تغيير كند. مقالات قبلي در مورد برخي از ويژگي هاي مردانه مفصل است كه ممكن است برخي از زنان نيز مورد توجه قرار گيرد، مانند تنظيمات آنها در موهاي صورت مردان .

 

با اين وجود، برخي از سردرگمي ها هنوز در مورد ويژگي هاي خاص مرد است كه براي انواع مختلف زنان جذاب است. به عنوان مثال، آيا زنان واقعا به مردان غالب احترام مي گذارند، كه مسئوليت و رهبري دارند؟ يا آنها بيشتر به مردان معتبر جذب شده اند، كه توسط ديگران مورد تمجيد و احترام قرار مي گيرند؟ چه نوع رابطه اي و توجهي كه دوست دارند، چه نوعي دارد؟

 

برتري و با كلاس بودن به عنوان راهكارهاي توليد مثل مردان

براي پاسخ دادن به اين سوالات، يك مقاله پژوهشي توسط كريگر و فيتزجرالد (2011) را مرور كردم. اين جفت ها علاقه مند به بررسي استراتژي هاي مختلف توليد مثل و تنظيمات ارتباطي با مردان معتبر و غالب بود. آنها دو نوع را به شرح زير تشريح كردند:

 

مردان با نفوذ اجتماعي، رقابتي، قاطع و معتبر هستند، با استفاده از مهارت هاي اجتماعي قوي خود براي نشان دادن قدرت نسبت به ديگران.

مردان با اعتماد به نفس از طريق درجۀ اجتماعي و دانش و توانايي هاي خاصي دست مي يابند، همتايان خود آنها را به موقعيت هاي برجسته ارتقا مي دهند.

Kruger و Fitzgerald (2011) براي بررسي اين ويژگي ها، توصيف يك مرد غالب و معتبر به شركت كنندگان در تحقيقات مرد و زن را ارائه كردند. آنها سپس از شركت كنندگان خواستند تا توصيفات را با چهره هاي مختلف مردان مطابقت دهند، كه در آنها چگونه مردانه يا زنانه متفاوت بود. از شركتكنندگان نيز خواسته شد تا نشان دهند كه جذابيت آنها معتقد است كه زنان مي توانند مردان را براي يك رابطه جنسي كوتاه، يك رابطه مرتب سازي (2 ماهه) و يك رابطه بلندمدت پيدا كنند.

 

يافته هاي اين تحقيق نشان داد كه هر دو شركت كنندگان مرد و زن توصيف مرد غالب را به صورت مردانه تر نشان دادند در حاليكه مرد معتبر نسبت به صورت زنانه بيشتر نسبت به آن ارتباط داشت. همچنين، هر دو شركت كننده زن و مرد معتقد بودند مردان مذهبي براي شركاي كوتاه مدت براي زنان جذاب تر هستند، در حاليكه مردان معتبر براي همكاران دراز مدت از آنها خواسته مي شوند. به طور كلي، مشاركت زن و مرد در ميان همجنسگرايان وجود دارد - اگر چه مردان تمايل بيش از حد به جذابيت تسلط بر زنان را، به ويژه براي روابط بلندمدت، بيش از حد ارزيابي كردند.

 

تمركز بر برتري  يا با كلاس بودن

به طور كلي، مردان غالب به پيوند موفق كوتاه مدت مرتبط بودند، در حاليكه مردان معتبر با پيوند موفق دراز مدت مرتبط بودند. بنابراين، اگر مردان به دنبال همجوشي كوتاه مدت (يا زنان مي خواهند يك سر و صدا كوتاه مدت)، پس تمركز بر تسلط مردانه مردان ممكن است راهي براي رفتن باشد. در مقابل، اگر مردان به دنبال يك رابطه بلند مدت (يا زنان بخواهند يك شريك طولاني مدت)، پس تمركز بر اعتبار مرد مي تواند بيشتر مفيد باشد.

 

سپس بسته به ترجيح شما، ممكن است به تمركز بر روي موارد زير كمك كنيد:

 

مردان غالب اغلب با حركت هاي جسورانه و جذاب رفتار رفتار مي كنند . آنها اغلب زبان بدن باز و فراگير دارند . آنها همچنين قوي و استفاده از تماس پرشور چشم و لمس شركاي بالقوه عاشقانه با اطمينان . آنها بيشتر بر ويژگي هاي مردانه تحت كنترل خود تمركز مي كنند ، مانند بدن و سبك - و كنجكاو و مطمئن خواهد بود - از آنچه مي خواهند مستقيما مي خواهند .

 

مردان معتبر اغلب با ارتباطات جذابيت روان شناختي ايجاد مي شوند . آنها اغلب يك سبك منحصر به فرد و ويژه دارند كه مهارت و استعداد آنها را نشان مي دهد . آنها هم معمولا مكالمات خوب هستند - برقراري ارتباط قوي با ديگران و دانستن اينكه چگونه از كلمات براي ايجاد جاذبه استفاده كنند . آنها تمركز خود را بر جايزه دادن به يك شريك قرار مي دهند و همچنين سپاسگزار خواهيم بود. همچنين، آنها ممكن است به دنبال آنچه كه آنها كمي بيشتر به طور غير مستقيم مي خواهند، با اين وجود در رويكرد خود متقاعد كننده خواهد بود .

پركاري تيروئيد، شانه ها، علل و درمان پر كاري تيروئيد

هنگامي كه غده تيروئيد بيس از حد هورمون تيروكسين توليد كند بر روي متابوليسم بدن تاثير مي گذارد و سوخت و ساز بدن را افزايش مي دهد در اين حالت پركاري تيروئيد رخ مي دهد.
پركاري تيروئيد با عولرضي همراه است وباعث لاغري، مشكلات جسماني و ضربان قلب تند و نامنظم مي شود.
براي درمان تيروئيد پركار روش هايي وجود دارد و بايد آن را جدي بگيريد تا  درمان شود در غير اينصورت عوارض بدتري را مشاهده خواهيد كرد.
اگر تيروئيد پركار را جدي نگيريد ممكن است باعث پوكي استخوان و سكته قلبي شود و از نظر رواني بر اعصاب و روان شما تاثيرات نامطلوبي ميگذارد و باعث استرس و فشاز عصبي مي شود.
در اين مقاله در مورد علل و نشانه ها و روش هاي درماني تيروئيد پركار صحب خواهد شد.
نشانه هاي پركاري تيروئيد چيست؟
غده اي پروانه اي شكل روي گلو وجود دارد نقش آن تنظيم عملكرد بدن است كه به آن تيروئيد گفته مي شود.
براي پركاري و كم كاري تيروئيد بايد آزمايش گرفته شود اما درآزمايش همه علائم به خوبي نشان داده نمي شود.
در صورتي كه تيروئيد پركار درمان شود نشانه هاي زير از بين مي رود. كه مي توانيد مورد مطالعه قرار دهيد.
-    ضربان قلب افزايش مي يابد و در حالت عادي ممكن است فشار خون نيز افزايش يابد.
-    غده تيروئيد بزرگ مي شود يه به عبارتي گرفتار گواتر مي شويد.
-    نمي توانيد گرما را تحمل كنيد و تعرق بسيار زيادي داريد.
-    در ناحيه هايي از بدن به خصوص شانه، لگن و ران ضعفي را حس مي كنيد. دستان و انگشتان به صورت غيرارادي و ناخودآگاه  شروع به لرزيدن مي كند.
-    چشم ها برجسته مي شود و پلك بالا به سمت پايين كشيده مي شود.
-    در آقايان ميل جنسي كاهش مي يابد و پستان ها بزرگ مي شود.
-    در زنان قاعدگي به صورت نامنظم است و خونريزي حجم آن بسيار كم مي شود.
-    ممكن است گرفتار مشكلات گوارشي شويد و حركات روده تغيير كند و همچنين اسهال داشته باشيد. در بعضي موارد اشتها افزايش مي يابد و افراد به كاش وزرن شديدي مبتلا مي شوند. ( در افراد مسن ممكن است وزن آن ها افزايش يابد.)
-    بر روي پوست اثر مي گذارد و ممكن است ضخامت پوست تغيير كند . بيماري هاي پوستي مانند خارش بدن، سرخي كف دست و نوك انگشتان متورم شود.
-    بر روي روان و اعصاب فرد اثر مي گذارد و باعث بد اخلاقي، زودرنجي، نااميدي، بي حوصلگي، بيماري دوقطبي ... به وجود مي آيد.
-    بر روي ذهن اثر مي گذارد و باعث كند شدن و تحريك پذيري ذهن و اختلالاتي در تمركز مي شود.
-    باعث تحرك زياد و بيش فعالي مي شود و انرژي زيادي را به دنبال دارد. فرد بي قرارشده وبه بي خوابي دچار مي شود.
-    استفراغ و تهوع
-    صدا خشن مي شود و درد هايي را در گردن حس مي كند.
-    سرگيجه و نفس تنگي ايجاد مي شود.
توجه داشته باشيد كه ممكن است علائم جسماني تيروئيد از بين برود و درمان شود اما علائم رواني ممكن است مدت ها باشد و مشكلاتي را براي فرد ايجاد كند.
مشاوره و روانشناس مي تواند به شما كمك كند تا بدون استفاده از روش هاي غيردارويي از نظر رواني سلامت خود را به دست آوريد.
چه عواملي باعث بروز پركاري تيروئيد مي شود؟
عوامل مختلفي وجود دارد كه ممكن است باعث پركاري تيروئيد شود شايع تر از همه بيماري گريوز است.
علائم بيماري گريوز چيست؟ اين بيماي بر روي چشم اثر مي گذارد و باعث مي شود پشت چشم ها عرق كند و درد چشم و اشك ريختن و بيرون زدگي چشم را در چي دارد.
عوامل ديگري كه باعث تيروئيدپركار مي شود در زير ذكر شده است كه مي توان با شناسايي و درمان به موقع تا حدودي اين بيماري را درمان كرد و درصد ضررهاي آن را كاهش داد.
-    استفاده بيش از حد و زياده روي در مصرف يد
-    التهاب تيروئيد يا تيروئيديت
-    رشد توده غيرسرطاني  بر روي غده تيروئيد
-    براي درمان بيماري هاي ديگر بيش از اندازه هورمون هاي تيروئيد استفاده شود.
-    غده تيروئيد به صورت نيمه حاد ملتهب شود.
-    بر اثر تجمع گلبول هاي سفيد ( لنفوسيت ها) غده تيروئيد ملتهب شود و يا التهاب تيروئيد بعد از زايمان
-    تومورهاي بيضه ها و تخمدان ها
-    سابقه خانوادگي ابتلا به پركاري تيروئيد
-    استرس و فشار عصبي، اين عامل بر روي خانم اثر بسياري مي گذارد.
-    مصرف بعضي از داروها كه بر روي تيروئيد اثر مي گذارد و باعث پركاري تيروئيد مي شود.
يكي از مهم ترين عواملي كه باعث تيروئيد پركار مي شود استرس و اضطراب بسيار زياد مي باشد. استرس در خانم ها بيشتر خودش را نشان مي دهد و باعث بيماري در زنان مي شود.
با درمان استرس هاي غير طبيعي مي توان تا حد زيادي از پركاري تيروئيد جلوگيري كرد.
چگونه پركاري تيروئيد تشخيص داده مي شود؟
براي تشخيص پركاري تيروئيد روش هاي مختلفي وجود دارد و مي توان با مراجعه به پزشك و با انجام آزمايش ها و تست هاي مشخص، پركاري تيروئيد را تشخيص داد و درمان مناسبي را براي آن در نظر گرفت.
براي بررسي دقيق تيروئيد و تشخيص درست آن مي توان عوامل زير را بررسي كرد.
-    بررسي بدن بيمار از نظر جسماني
-    بررسي داروهاي مصرفي و تاريخچه دارويي بيمار
-    انجام تست خون
-    آزمايش جذب يد راديواكتيو و اسكن تيروئيد
-    بررسي اندازه غده با استفاده از سونوگرافي
-    انجام آزمايش تيروئيد
پيامدهاي عدم درمان پركاري تيروئيد
اگر تيروئيد پركار درمان نشود مي تواند عوارض خطرناكي داشته باشد و بر روي قلب تاثيرات منفي مي گذارد.
علاوه بر قلب بر در بارداري هم ضرردارد، در زير بسياري از ضررهايي كه بر روي قلب مي گذارد را مورد بررسي قرار مي دهيم.
-    اختلالاتي مربوز به ضربان نامنظم قلب مانند فيبريلاسيون دهليزي ايجاد مي كنند كه به آن آريتمي قلبي مي گويند.
-    بزرگ شدن حفره درون قلب و نازك شدن عضلاتي قلب كه اتساع قلبي گفته مي شود و همچنين باعث نارسايي احتقاني قلب مي شود.
-    ايست ناگهاني قلبي
-    فشار خون بالا
افرادي كه به پركاري تيروئيد مبتلا هستند بيش از اندازه كلسيم و پتاسيم مصرف مي كنند اما مواد مصرق شده از طريق ادرار و مدفوع دفع مي شود، و به دليل دفع مواد، مواد معدني بدن كم مي شود و باعث آرتروز مفاصل مي شود.
پركاري تيروئيد بر روي روان فرد اثر مي گذارد و استرس و فشارهاي عصبي زيادي را بر روي فرد وارد مي كند كه باعث ايجاد مشكلات جسماني و رواني مي شود.
سوخت و ساز افرادي كه پركاري تيروئيد دارند بسيار بالا و غير طبيعي مي باشد و سوخت و ساز زياد باعث افزايش درجه حرارت بدن مي شود كه اين مسئله فرد را بي حوصله و كلافه مي كند.
درمان پركاري تيروئيد
براي پركاري تيروئيد درمان هاي متفاوتي وجود دارد كه به سن و جنسيت و و ضعيت جسماني و وخامت حال بيمار بستگي دارد و بر اساس اين شرايط نوع درمان مشخص و تجويز مي شود.
در ادامه با مهم ترين درمان ها آشنا خواهيد شد.
يد راديواكتيو
با استفاده از يك داروي خوراكي بنام يد راديواكتيو مي توان غده تيروئيد را منقبض كرد، اين دارو توسط غده جذب مي شود و علائم و نشانه هاي بيماري كمتر مي شود و دوره درمان آن سه تا شش ماه مي باشد.
اين روش درماني فعاليت تيروئيد را به شدت كم مي كند و اين عمل تا جايي پيش مي رود كه تيروئيد كم كار شده و بايد براي تقويت تيروئيد از دارويي بنام تيروكسين استفاده شود.
داروهاي ضد تيروئيد
با استفاده از داروهاي ضد تيروئيد مي توان جلوي توليد هورمون هاي تيروئيد را گرفت و مقدار آن را كاهش داد.
داروهاي ضد تيروئيد( Propylthiouracil و Methimazole) علائم پركاري تيروئيد را كاهش مي دهد و علائم بعد از 6تا 12 هفته شروع بهبود مي كند، اما اگر درمان به وسيله قرصا انجام شود معمولا دوره درمان يكسال يا بيشتر طول مي كشد.
بسياري از افراد به طور دائمي به پركاري تيروئيد مبتلا مي شوند و بعضي ها درمان مي شود و ممكن است بيماري بازگردد.
داروهاي ضد تيروئيد ضررهاي بسياري دارند و آسيب هاي شديدي به كبد وارد مي كنند و گاهي ممكن است سبب مرگ شوند.
از آنجا كه Propylthiouracil آسيب‌هاي جدي تري به كبد وارد مي‌كند و ضررهاي زيادي بر بدن باقي مي گذارد بايد مصرف شود كه Methimazole قابل تحمل نباشد، در صورت عدم اضطرار اصلا مورد استفاده قرار نگيرد.
بتابلوكرها
بتابلوكرها سطح تيروئيد را پايين نمي آورد و براي درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار مي گيرد.
پزشكان براي كاهش علائم پركاري تيروئيد از اين دارو استفاده مس كنند تا ضربان قلب را كاهش دهند و مانع تپش قلب شوند.
جراحي
يكي از روش هاي درماني جراحي است اما براي همه افراد مناسب نيست و تعداد كمي مي توانند از اين روش استفاده كنند.
افرادي كه جراحي به آن ها آسيبي نرساند و با درمان راديواكتيو مخالف باشند و بدنشان داروهاي ضد تيروئيد را تحمل نكند مي تواند از روش جراحي استفاده كنند.
چند نكته دانستني
افرادي كه تيروئيد پركار دارند با كنترل رژيم غذايي و استفاده از رژِم غذايي كه فاقد گلوتن باشد مي توانند تيروئيد خود را كنترل كنند و غذاهاي فاقد گلوتن براي مشكلات تيروئيدي مفيد است.
بيمارن بايد از چربي دوري كنند و از لبنيات كم چرب استفاده كنند زيرا براي آن ها مفيد است.
بيماران بايد اطلاعات كافي در مورد مواد مصرفي خود داشته باشند تا خوراكي ها و موادي كه به آن ها ضرر مي رساند استفاده نكنند.
آن ها بايد روزانه 3الي 4 ليوان آّ مصرف كنند و شكر را از برنامه غذايي خود حذف كنند.
حذف غداهاي نيم آماده و فست فودي و كنسروي و حذف نوشيدني هاي كافئين دار مي تواند براي آن ها مفيد باشد و يكي از مهم ترين مراقبت هاي پزشكي به شمار مي آيد.
افراد به بيماري هاي عصبي و استرس مبتلا مي شوند آن ها براي درمان استرس و كاهش فشار عصبي مي توانند از مشاور كمك بگيرند.
سوالات متداول
مهم ترين علت پركاري تيروئيد چيست؟
بيماري گريوز نقش مهمي در پركاري تيروئيد ايجاد مي كند .
بيماري گريوز در زنان بيشتر ديده مي شود و تعداد زنان نسبت به مردان بسيار بيشتر است.
به همين دليل گروه بيشتري كه به تيروئيد پركار مبتلا مي شوند زنان مي باشند.

مهارت هاي لازم براي بچه هاي بيش فعال

 

مهارت هاي لازم براي كودكان بيش فعال چه هستند؟ كودكان پيش فعال معمولا جنب و جوش فراواني دارند و پرخاشگر هستند. و والدين از رفتار آن ها بسيار كلافه مي شوند.

اين كودكان دردسرهايي براي كودك، والدين و كادر مدرسه ايجاد مي كنند و دليل آن به خاطر جنب و جوش و انرژي زياد مي باشد.

بيش فعالي (ADHD) يكي از شايع‌ترين اختلالات عصبي رشدي در بين كودكان است، كودكان بيش فعال زياد مقررات آن مكان را جدي نمي گيرند و براساس علاقه خود عمل مي كنند  آن ها توانايي لازم براي برنامه ريزي و سازمان دهي كارهاي خود را ندارند.

 برآورده كردن خواسته‌هاي اين كودكان و كنترل و نظارت بر فعاليت‌هاي آن‌ها سخت است و براي بسياري از والدين دغدغه شده است.

مشاورين و مراقب ها مي توانند با انجان درست نقش خود بر روي كودك بيش فعال اثر بگذارند و او را كنترل كنند.

 به طوري كه حدود سه تا پنج درصد كودكان در سنين مدرسه به بيش فعالي مبتلا هستند.

ميزان شيوع در پسران بيشتر از دختران است. د

والدين براي جلوگيري از اين رفتارها بايد رفتار صحيح و برخورد درست با كودك را ياد بگيرند اما تربيت كودك پيش فعال بسيار سخت است و رفتار و برخورد اصولي والدين تنها كافي نيست.

والدين بايد با آگاهي از روش هاي تربيتي و نياز كودك تربيت درست را در پيش گيرند و به كودك مهارت هاي فردي و ارتباطي را آموزش دهند. همچنين مي توانند از يك متخصص كمك بگيرند تا فرزند خود را به بهترين نحو تربيت كنند.

چه مهارت هايي بايد به كودك پيش فعال آموزش داد؟

كودكان پيش فعال بايد وقت بيشتري براي آن ها بگذرانيد و مهارت هايي را آموزش دهيد در زير بخشي از اين مهارت ها ذكر شده است.

  1. مهارت هاي لازم براي كودكان پيش فعال، مديريت زمان

مهارت مديريت زمان بسيار مهم است و به كودك پيش فعال كمك مي كند كه زمانش را به خوبي مديريت كند و برنامه ريزي درست و صحيحي براي انجام فعاليت هاي خود داشته باشد.

مديريت زمان به كودك برنامه مي دهد و باعث مي شود كه كارهاي خود را اولويت بندي كند وبر روي آن ها متمركز شود و با تمركز كار خود را به پايان برساند تا در كمترين زمان بهترين نتيجه را كسب كند.

برنامه ريزي باعث مي شود كار با حجم زياد را به بخش هاي كوچك تري تقسيم كند و براي انجام كارهايش دقت لازم را داشته باشد.

 عادت هاي بدش را كنار بگذارد و عادت هاي خوبش را تقويت كند.

براي آموزش مهارت مديريت زمان ابتدا بايد يك تقويم ساده را براي كودك داشته باشيد بهتر است براي جذابيت تقويم از شخصيت هاي كارتوني و رنگ هاي جذاب استفاده كنيد. و رويدادهاي مهم را بر روي آن ثبت كنيد.

رويدادهاي تولد، مناسبت هاي خاص، تعطيلات، زمان كلاس‌هاي خارج از مدرسه، كلاس‌هاي ورزشي و تاريخ تحويل تمرين و امتحان را روي آن مشخص كنيد. به كودكتان ياد دهيد كه تكاليف روزانۀ خود را به تقويم اضافه كند. و اين كار را به صورت بازي به آن ها آموزش دهيد. تا برايش جذاب باشد.

سعي كنيد كودك بيش فعال را به انجام فعاليت‌هاي دلخواه و مورد علاقه خودش سرگرم كنيد.

او را در كلاس‌هاي ورزشي، هنري يا موسيقي و آموزشي ثبت نام كنيد.

 از او بخواهيد در كارهاي ساده‌ي منزل مانند آشپزي يا تميزكاري به شما كمك كند.

  1. مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن يك مهارت جرئت ورزي است و فرد هنگامي كه مسئله اي پيش مي آيد مي تواند مجبور به انجام كاري نشود و در عمل انجام شده قرار نگيرد پس بهتر است در زمان كودكي مهارت را به خوبي ياد بگيرد.

بسياري از والدين معتقدند كه مهارت نه گفتن كودك باعث مي شود كه در بزرگسالي رفتارهاي منفي داشته باشد. در حالي كه اين مهارت براي كودك و بزرگسال مي تواند تاثيرات مثبتي داشته باشد.

كودك پيش فعال فقط دوست دارد فعاليتي را انجام دهد و به عاقبت آن فكر نمي كند. و اگر با مهارت نه گفتن آشنا باشد مي تواند براي خود امنيت برقرار كند و خود را از خطرات محفوظ نگه دارد.

  1. مهارت هاي لازم براي كودك بيش فعال، يادگيري حركات ورزشي

كودكان بيش فعال انرژي زيادي دارند فعاليت فيزيكي مي‌تواند به كودك بيش فعال كمك كند تا انرژي خود را تخليه كنند.

 مثلا مي‌توانيد از انرژي زياد در اين كودكان براي مهارت در يك رشته ورزشي استفاده كنيد. ورزشي را بيابيد كه كودك از آن لذت مي‌برد و با توانايي‌هاي او همخواني دارد.

ورزش براي كودك پيش فعال بسيار خوب و مفيد است و والدين مي توانند با انجام بازي، ورزش كردن را به كودكشان ياد بدهند.

متخصصان با كودكان پيش فعال بازي هايي مي كنند كه تحرك جسمي بسياري دارد و باعث مي شود ورزش كردن را ياد بگيرند.

ورزش كردن تاثيرات مثبت بسياري دارد كه مي توان به موارد زير اشاره كرد.

  • كاهش سطح اضطراب و تنش و افسردگي
  • مصرف انرژي و متعادل كردن سطح جنب و جوش
  • درك كردن مقررات
  • احساس تعلق
  • افزايش تمركز
  • بهبود كيفيت خواب

با بچه هاي پيش فعال بايد بازي هايي انجام دهيد كه تحرك بسياري دارد. براي مثال در يك فضاي باز قرار گرفته و بازي ميدان مغناطيسي را انجام دهيد. در اين بازي وسايلي مانند طناب، قيچي، قوطي و توپ را روي زمين به طور نامنظم پخش كرده و بچه ها به دو گروه تقسيم مي شوند.

چشم يك نفر را ببنديد و نفر بعدي به صورت زباني و گفتاري دوستش را راهنمايي كند تا بدون برخورد با اجسام روي زمين به مقصد نهايي برسد و راه برود.

اين بازي بر روي  كودك تاثير مثبتي مي گذارد و كودك مي تواند تمركزخود را بر روي اعتماد به نفس، كارگروهي و ارتباط و شنيدن بيشتر كند.

  1. مهارت شروع تكليف

كودكان بيش فعال دوست دارند هميشه در حال فعاليت باشند و علاقه زيادي به شروع فعاليت دارند.

 اما كارشان را نصف و نيمه رها مي كنند و زود از كار دلسرد مي شوند.

براي اينكه با اين مشكل رو به رو نشويد  مي توانيد از مهارت شروع تكليف استفاده كنيد. مثلا به كودك خود بگوييد اگر كارت را به پايان رساندي استيكرهايي كه دوست داري به شما ميدهم و اگر به دو استيكر رسيد باهم به شهربازي مي رويم.

براي اينكه در اين كار موفق شويد ليستي از اسباب بازي ها، مكان ها و فعاليت هايي كه كودك دوست دارد انجام دهد را تهيه كنيد و در اختيارش قرار دهيد.

مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب در كودك بيش فعال، دادن رفتار با تشويق و رفتار درست مورد تحسين قرار گيرد.

 چون اين كودكان معمولا به ندرت تحسين مي‌شوند در مقابل به دفعات مورد انتقاد قرار مي‌گيرند. موفقيت‌هاي گام به گام در كودك را تشويق كنيد و سعي كنيد بازخورد فوري نشان دهيد.

 تشويق كردن موجب افزايش توجه و تمركز، دادن انگيزه و حس خوب به كودك مي شود.

دادن پاداش به كودك بسيار مناسب است و بهتر است او را به آينده وعده ندهيم و از پاداش هاي كوچ استفاده كنيم و پاداش را واقعي بدهيم و كودك را از سرمان باز نكنيم.

  1. مهارت هاي لازم براي كودكان پيش فعال، مهارت هاي اجتماعي

مهارت هاي اجتماعي را بايد همه افراد به خوبي ياد بگيرد.آموزش دادن مهارت هاي اجتماعي و فردي به كودكان بيش فعال و استثنايي سخت تر از كودكان معمولي مي باشد.

كودكان بيش فعال به دليل لجبازبودن و توجه نكردن به حرف ديگران ديرتر اين مهارت ها را ياد مي گيرند. بايد به آن ها صحيح آموزش داد تا به طور كامل ياد بگيرند.

براي آموزش كودك زمان كافي در نظر بگيريد و برايش وقت صرف كنيد.

 سعي كنيد آموزش همراه با بازي و سرگرم كننده باشد تا در نهايت كودك بتواند با ديگران رابطه بهتري داشته باشد و با ديگران به خوبي كنار بيايد.

مثلا آموزش صبر كردن را مي توانيد با ايستادن در صف و به تعويق انداختن بعضي نيازهاي غير ضروري و گفتن زمان، صبر را به كودك آموزش دهيد.

با حالت چهره كارهاي خوبش را تحسين كنيد، مثلا هنگامي كه به مهماني مي رويد و كودكتان به ميزبان سلام كرد مادر مي تواند با چشمك زدن و لبخند او را مورد تحسين قرار دهيد و با اين كار او را تقويت كند.

سخن آخر

كودك بيش فعال خصوصيات و اخلاق خاص خود را دارد و افراد نمي توانند با آن ها ارتباط برقرار كنند و برخورد با ابن كودكان كمي سخت است.

ممكن است به دليل اين رفتارها مشكلاتي در زندگي براي آن ها پيش آيد. والدين كودك بايد با متخصص صحبت كنند تا بتوانند به كمك متخصص مهارت هاي لازم را به كودك آموزش دهند. تا كيفيت زندگي كودك افزايش پيدا كند.

مشاوره كودك در اين زمينه به والدين بسيار كمك مي كند. مشاوره كودك نوعي از خدمات روانشناختي است كه توسط روانشناسان كودك ارائه مي شود.

مشاور مي تواند با بازي كردن هيجانات كودك را كنترل كند.

استفاده از بازي يا كارهاي هنري به كمك مي كند كه كودكان احساس راحتي بيشتري كنند و آنچه كه مشاور در مورد نوع رفتار و ابراز هيجان آموزش مي دهد را بيشتر بياموزند. 

هدف از مشاوره كودك، اين است كه به كودكان و نوجوانان كمك كنيم تا با به شيوه بهتري با احساساتشان سازگار شوند، مشكلات خود را درك كنند، مهارت هاي مقابله اي لازم را پرورش دهند و در نهايت بتوانند بهترين تصميم ها را بگيرند.

مشاور ابتدا بايد والدين را آگاه سازد و با او در مورد كودك به نتيجه مناسب برسد.

آموزش اخلاق به كودكان تا 10سالگي

بسياري از والدين آموزش به كودكان را فقط مختص مدرسه مي دانند و فكر مي كنند خودشان هيچ تاثيري در اخلاق و مسائل آموزشي ندارند. اما درصد زيادي از آموزش بستگي به والدين دارد.

 آموزش مسائل اخلاقي اگر در سنين خردسالي و با رشد كودك باشد نتيجه بهتري در آينده خواهد داشت والدين مي توانند با استفاده از وسايل آموزشي مانند پازل و بازي هاي فكري و اخلاقي به صورت بازي بسياري از ويژگي ها و خصوصيات و اصول اخلاقي را به آن ها آموزش بدهند.

كودكان بر اساس سن و درك خود، مفاهيم را ياد مي گيرند و در رفتار خود نشان ميدهند.

والدين بايد در اين مورد اطلاعاتي كافي كسب كنند و بدانند از كجا بايد شروع كنند و چه مسائلي را به كودك بياموزند. والدين مي توانند با كمك مشاوره كودك از اطلاعات آن ها بهره بگيرند و در تربيت كودك خود موفق باشند.

اصول كلي آموزش اخلاق به كودكان تا ده سالگي

روانشناسان معتقدند كه كودكان از نظر اخلاق متفاوت هستند و به رشد و شخصيت آن ها بستگي دارد.

تا پيش از ده سال كودكان برا كسب پاداش و فرار از تنبيه شدن و مجازات شدن، به اصول اخلاقي پايبند هستند.

كودكان رفتاري را انجام مي دهند كه به خاطر آن پاداش بگيرند و از رفتارهايي كه باعث مي شود تنبيه شوند دوري مي كنند.

والدين بايد با روش هاي صحيح فرزند پروري آشنا شوند و زياد كودكان را وابسته به پاداش و تشويق نكنند و در تنبيه كودكان زياده روي نكنند.

 براي آنكه بتوانند كودكي مودب تربيت كنند بايد با اصول اخلاقي و روش انتقال آن به كودك آشنا باشند.

تنبيه كودك حتي در خانواده‌هايي كه به تربيت صحيح فرزندان‌شان اهميت مي‌دهند، يك شيوه تربيتي محسوب مي‌شود.

 هر پدر و مادري قوانين خانه و ارزش‌هاي اخلاقي خاصي را در نظر مي‌گيرند و مطابق آن تلاش مي‌كنند تا فرزندانشان به آن‌ها پايبند باشند.

والدين بايد براي تربيت كودك تلاش كنند و روش هايي كه به نظرشان مناسب است استفاده كنند آن ها بايد در انتخاب روش ها دقت كنند.

مثلا پاداش دادن به كودك اگر به اندازه باشد خوب است اما اگر از حد بگذراند باعث لوس شدن كودك مي شود.

روش هاي آموزش اخلاق به كودكان چيست؟

شايد براي بسياري از والدين عجيب و سخت باشد كه بخواهند اصول و مهارت هاي اخلاقي را به كودكان خود آموزش دهند.

اگر كودك در زمان كودكي با اصول اخلاقي آشنا شود در بزرگسالي زندگي بهتري خواهد داشت و شاداب و سرحال خواهد بود. و در زمان نوجواني كمتر به سمت انحرافات خواهد رفت. و زندگي سالم تري خواهد داشت.

در ادامه با روش هاي آموزش اخلاق با كودكان آشنا خواهيد شد:

  1. كودكان رفتار شما را تقليد مي كنند.

والدين بايد رفتار خود را مديريت كنند و مراقب رفتار خود باشند چون كودكان رفتار والدين را در نظر مي گيرند و از آن ها تقليد مي كنند.

بنابراين سعي كنيد به كودكان خود چيزي نگوييد بلكه با عمل به آن ها نشان دهيد و با ديگران رفتار خوب و محبت آميزي داشته باشيد تا آن ها از شما الگو بگيرند.

كودكان آنطور كه شما مي خواهيد رفتار نمي كنند بلكه مي خواهند از شما الگو برداري كنند و بيشتر همانند سازي مي كنند تا شبيه خودتان شوند.

به جاي نصيحت و امر و نهي كردن به كودكان بهتر است رفتار مناسبي داشته باشيد و در نظر بگيريد كه رفتار كودكانتان بازتاب رفتار شما مي باشد.

  1. كودكان را به راستگويي تشويق كنيد.

دروغگويي، يكي از ويژگي هايي است كه بسياري از كودكان در سنين پايين انجام مي دهند، اين رفتار تا حدودي در برخي مراحل رشدي كودك طبيعي است.

آثار و عواقب دروغ گفتن به كودكان، اهميت صادق بودن با كودكان را بيشتر مي كند. بنابراين، لازم است در مرحله اول صداقت و مفهوم آن را به كودك آموزش داده و خود نيز در عمل به كودك نشان دهيد كه راستگو هستيد و از دروغ گفتن بدتان مي آيد.

 آموزش صداقت به كودك بسيار مهم است. و براي آنكه كودك صادق و راستگويي داشته باشيد بايد او را تشويق كنيد.

زيرا كودكان وقتي تشويق مي شوند آن عمل را خوشايند مي دانند و مخالف آن را ناخوشايند.

براي تشويق كردن لازم به خريدن هديه نيست بلكه با نشان دادن حس رضايت و لبخند، انتقال حس خوب  به كودك و افتخار كردن به كودك و گفتن جملات تحسين كننده به خاطر راستگويي و صداقت، راستگويي را در او تقويت كنيد.

براي مثال وقتي كودك با صداقت حرفي را ميزند و او را تشويق مي كنيد بسيار خوش حال مي شود و سعي مي كند هميشه راست بگويد و ازدروغگويي و افراد دروغگو متنفر مي شود.

  1. آموزش اخلاق به كودكان حتي با شكرگزاري از نعمت ها

شكرگزار بودن در قبال نعمت هاي خدا حس قشنگي به انسان مي دهد. پس همان كودكي به كودكان خود شكرگزاري را آموزش دهيد تا در آينده ميزان رضايت آن ها از زندگي بالا باشد.

افرادي كه در كودكي با شكرگزاري آشنا مي شوند اين كودكان به موضوعات مهمي مانند سلامتي و خانواده بيشتر توجه مي كنند و قدر داشته هاي خود را بهتر مي دانند.

آموزش شكرگزاري علاوه بر رشد اخلاقي به سلامت روان كودك كمك مي كند و باعث مي شود كودك در آينده در زندگي آرامش و رضايت بهتري داشته باشد.

  1. زندگي شاد همراه با نگرشي مثبت

كودكان از همان ابتدا والدين را به عنوان الگو در نظر مي گيرند و براي اينكه كودكان شادي داشته باشيد بايد حس شادي ونشاط در بين والدين مشاهده شود.

والدين مي توانند با استفاده از جملات مثبت به كودكان خود آموزش بدهند كه فكر مثبتي داشته باشند و افكار منفي را در ذهن خود جاي ندهند.

داشتن فكر مثبت باعث مي شود كه نگاه مثبتي به زندگي داشته باشيد و احساس شادي و نشاط كنيد. جملات مثبتي را به كودكان بياموزيد تا فكر آن ها مثبت شوند و افكار منفي نداشته باشند.

كودكاني كه افكار آن ها مثبت است آينده خوبي را براي خود تصور مي كنند و به سمت اهداف خود با نگرش مثبت مي روند و به راحتي مي توانند هدف هايشان را جذب كنند.

افرادي كه به سمت خودشكوفايي مي روند و نگرش مثبتي دارند ارتباط بهتر و سالمتري با ديگران خواهند داشت و روابط اجتماعي آن ها بهتر است چون از نظر اخلاقي رفتار مناسبي دارند.

آن ها رفتار مناسبي با ديگران دارند و از نظر اصول اخلاقي را به خوبي رعايت مي كنند. آن ها دوست دارند به ديگران كمك كنند و به آن ها ياري برسانند و از اذيت كردن و آزاررساندن به ديگران خودداري مي كنند.

5. منحصر به فرد بودن هر فرد

هر كس در دنيا افكار و عقايد خودش را دارد و بر اساس آن ها آينده خود را رقم مي زند. و طبق باورهايي كه در ذهن دارد مي تواند منحصر به فرد باشد. هيچ كس شبيه ديگري نيست.

والدين بايد به كودك آموزش دهند كه توانايي و استعداد هر كس متفاوت است و كودك نبايد خود را با خواهر و برادرش مقايسه كند.

كودك اگر رفتارش را با ديگري مقايسه كرد سعي كنيد كودك را با شخصيت خودش مقايسه كنيد و به او آموزش دهيد كه افراد منحصر به فرد هستند و هر كدام استعداد و توانايي خاص خودشان را دارند.

مقايسه كردن كودك را بي اهميت در نظر نگيريد و با بي اهميت قرار دادن و كوچك كردن طرف مقابل حس خوبي را به كودكتان منتقل نكنيد. بلكه بايد براي كشف استعدادش تلاش كنيد و آنچه خواسته قلبي كودك است مورد توجه قرار دهيد.

وقتي كودك با منحصر به فرد بودن آشنا شود و بفهمند كه هر كس ويژگي هاي خاص خودش را دارد مي تواند حس همدلي را در خود پرورش دهد و سعي مي كند دنيا را از نگاه ديگران ببيند و ديگران را مورد قضاوت قرار ندهد.

هر كودكي با استعدادهاي منحصر به فرد خود به دنيا مي‌آيد اما براي اينكه بتواند اين استعدادها را شكوفا كند نياز به اين دارد كه در محيط مناسبي قرار بگيرد و آموزش‌هاي مناسب را در آن زمينه دريافت كند.

6. اشتباهات ديگران را ببخشند

يكي از اصول اخلاقي كه كودكان بايد با آن آشنا شوند بخشيدن ديگران است. والدين در كودكي بخشيدن را به كودكان آموزش دهند تا در بزرگسالي شخصيت خوبي داشته باشند و انسان بهتري شوند.

كودكاني كه بخشيدن را ياد بگيرند آرامش بهتري دارند و مجبور نيستند فشار رواني را تحمل كنند. هر فردي در طول زندگي دچار خطاها و لغزش هايي مي شوند كه ممكن است به ديگران صدمه بزند اما بخشش مي تواند جلوي عواقب بدتر آن را بگيرد.

والدين بايد معني بخشش را به خوبي به كودكان بياموزند و به آن ها ياد دهند كه بخشش به معني ناديده گرفتن بدرفتاري ديگران و زيرپا گذاشتن احساسات خودشان نيست.

بلكه كنار گذاشتن احساسات كينه و خصومت است كه به مرور زمان بر روي روان و اعصاب طرف اثر منفي مي گذارد و بخشش مي تواند حالش را خوب كند. و فشار رواني و پريشاني بر روي اعصاب او ايجاد ننمايد.

در نتيجه كودك ياد مي گيرد كه اشتباهات ديگران را ببخشد و انرژي منفي را كنار بگذارد و با حال خوب و انرژي مثبت حق و حقوق خود را بدون جروبحث از ديگران بگيرند.

بخشش به معني فراموش كردن خطاي فرد و اينكه خطاي او را ناديده بگيريد و لايق سرزنش نباشد نيست،

حتي شما مجبور نيستيد رابطه‌تان با آن فرد را ادامه دهيد يا كاري برايش انجام دهيد.

بخشش يعني شما واقعيت اتفاقي كه افتاده را قبول كنيد و به دنبال راهي باشيد تا زندگي تان به روال عادي برگرد و بدون كينه زندگي كنيد.

بخشيدن افرادي كه به شما آسيب زده اند و يا دلتان را شكسته اند كار آساني نيست و شما بايد بتوانيد با خود كنار بياييد تا آن ها را ببخشيد. چون با نگه داشتن كينه آن فرد در دلتان احساس بدتري خواهيد داشت.

نبخشيدن علاوه بر بيماري هاي روحي جسمتان را درگير مي كند و ممكن است به بيماري هاي فشار خون و استرس مبتلا شويد.

7. آموزش عدالت به كودكان

درك كودك از عدالت تا حد زيادي به سنش بستگي دارد چون هر چه بززرگتر مي شود از نظر اخلاقي و اجتماعي پخته تر مي شود.

كودكان از همان ابتدا مي توانند بي عدالتي را تشخيص دهند و واكنش نشان دهند اما درك يك كودك 3 ساله، 5 ساله و 14 از عدالت با يكديگر تفاوت دارد.

كودكاني كه در زمينه اخلاقي آموزش نديده اند نسبت به همسالان خود ناپخته تر خواهند بود.

والدين و مربيان در اين زمينه بايد به كودكان كمك كنند و اطلاعات قوي داشته باشند تا به آن ها آموزش دهند.

كودكان فقط عدالت را براي خود دوست دارند و نسبت به بقيه شناخت دقيقي از عدالت ندارند براي مثال اگر قرار باشد ميان چند كودك 4 تا 8 ساله مقداري خوراكي تقسيم كنيد، تنها كسي كه سهم كمتري دريافت كرده اعتراض مي‌كند و خشمگين مي‌شود.

كودكان به خاطر اينكه نمي توانند جهان را از نظر ديگران درك كنند نمي توانند نسبت به عدالت براي ديگران برداشت درستي داشته باشند.

والدين براي اينكه كودكان را با عدالت آشنا كنند مي توانند با پاداش دادن به رفتارهاي عادلانه آن ها ،كودكان را ترغيب كنند كه عدالت را فرا بگيرند.

براي اينكه كودك عدالت را درك كند مي توانيد از روانشناس كودك و مشاوره كمك بگيريد.

روانشناس با استفاده از سطح فكري و رشدي كودك عدالت را به او آموزش مي دهد.

8. نشان دادن تاثير رفتارهاي كودك بر ديگران

يكي از مسائل مهمي كه بايد به كودك آموزش داده شود اين است كه با ديگران چطور برخورد كند و از پيامدهاي رفتارش آگاه باشد.

بايد به كودك ياد بدهيد كه ديگران نرنجاند و از رنجاندن آن ها خوش حال نشوند و براي به دست آوردن منافع شخصي خود بر عليه ديگران رفتاري نشان ندهد.

 بلكه بايد حس همدلي را بياموزد و با رفتارهاي نادرست خود با احساسات ديگران بازي نكند.

بچه ها به زودي بزرگ مي‌شوند، كار مي‌كنند، ازدواج مي‌كنند و با مسائل مختلف روبرو مي‌شوند. كودكان در صورتي مي‌توانند با مسائل و مشكلات مختلف كنار بيايند كه از قبل براي آن آماده شده باشند.

كودكاني كه با خواهر و برادر  و دوستانشان در ارتباط هستند و تعامل خوبي دارند بهتر مي توانند با مشكلات زندگي رو به رو شوند.

كودكان بايد ياد بگيرند به ديگران احترام بگذارند و از حق خود دفاع كنند بدون اينكه به شخصيت ديگران توهين كنند. كودكان بايد قدرت بيان داشته باشند و به راحتي نظرات خود را در جمع بيان كنند.

 مثلا براي اين منظور مي‌توانيد از بچه ها بخواهيد دوستانشان را  نقاشي كنند هروقت با يكديگر دعوا و قهر كردند، قسمتي از نقاشي را پاره كنند.

 اين كار تاثير بسيار زيادي بر كودكان دارد و به آن ها ياد مي دهد كه دلخور كردن ديگران چه تاثير بدي بر آن ها مي‌گذارد.

كودكان با آموزش دادن و ياد گرفتن مهارت هاي اخلاقي، مهارت هاي زندگي را مي آموزند.

9. احترام گذاشتن به ديگران از اصول آموزش اخلاق به كودكان

يكي از نيازهاي اساسي همه انسان ها نياز به احترام گذاشتن و محترم بودن است.

 والدين از همان كودكي مي توانند كودكان خود را به خوبي آموزش دهند ولي اين آموزش بايد كاملا از روي صداقت و عملي باشد .

براي اينكه بتوانيد احترام گذاشتن به ديگران را به كودكتان ياد بدهيد بايد خودتان به كودك احترام بگذاريد و با گفتن كلمات مودبانه اي مانند لطفا، خواهش مي كنم و ممنونم و ...استفاده كنيد.

 درخواست ها را به صورت مودبانه انجام دهيد و به صورت محبت آمير با او رفتار كنيد. تا نياز دروني كودك برآورده شود و بتواند در برخورد با ديگران محترمانه رفتار كند و احترام آن ها را نگه دارد.

والديني كه با كودك خود مودبانه و محترمانه صحبت نمي كنند و براي اينكه كودك است و سنش كم مي باشد به او احترام نمي گذارند نبايد توقع داشته باشند تا كودكشان با ديگران محترمانه رفتار كند. چون كودكان از والدينشان تقليد مي كنند.

10. آموزش دادن به كودك در مورد لزوم عذرخواهي

والدين بايد به كودك ياد دهند كه هنگامي كه خطا و اشتباهي مي كنند بايد شجاعت معذرت خواهي را داشته باشند و خود را ضعيف نپندارند.

كودك وقتي با عذرخواهي آشنا شود مسئوليت كارش را قبول مي كند و كارهايش را دقيق تر انجام مي دهد و در برابر رفتارش مسئوليت پذيرتر و اخلاقش مداراتر و بهتر خواهد بود.

والدين نبايد كودك را مجبور كند تا معذرت خواهي كنند و رفتارهايي انجام ندهد كه باعث سرزنش و تحقير كودك شود. بلكه با آموزش جملاتي مانند معذرت مي خوام از كارم يا رفتارم و ببخشيد كفايت مي كند.

كلام آخر

 والدين نقش بسيار مهمي در تربيت و اخلاق و رفتار كودك دارند. در واقع آن ها اولين معلم كودك شناخته مي شوند و مهارت ها و مفاهيم زيادي را بايد به كودك آموزش دهند.

توجه به امور مهمي مثل اخلاق وتربيت فرزند، اعتماد به نفس كودك، رفتار مناسب در هر دوره از رشد، وظايف و انتظارات، آزادي و نياز محبتي فرزند از جمله اموري هستند كه والدين بايد درباره آن‌ها اطلاعات لازم را داشته باشند. 

بسياري از والدين نمي دانند كه چه چيزهايي را بايد به كودك آموزش دهند و چطور با او رفتار كنند. والدين بايد بدانند كودك چه نيازهايي دارد و بر اساس سنش چه مسائل اخلاقي را بايد بياموزد.

بسياري از والدين طرز برخورد با كودك و روش هاي آموزشي را ياد ندارند و گاهي اوقات با شكست رو به رو مي شوند.

 آن ها نحوه پاداش دهي و زمان پاداش دهي، بازي‌هاي مناسب بر اساس سن و موضوع، ابزارهاي مناسب جهت بهبود يادگيري و سبك‌هاي يادگيري را ياد ندارند و نمي دانند چطور با كودك برخورد كنند.

براي اينكه بتوانيد به رشد اخلاقي كودك كمك كنيد بهتر است از يك مشاور كمك بگيريد تا در اين زمينه شما را راهنمايي كند.

سوالات متداول درباره آموزش اخلاق به كودكان

چطور به عنوان مادر مفاهيم اخلاقي را به فرزندم انتقال دهم؟

نقش مادر بسيار مهم و حساس است و در همه جوامع مادر نقش پررنگي دارد.

در واقع مادران نقش مهمي در شكل دهي شخصيت فرزندان دارند زيرا وقت زيادي با كودكان مي گذرانند و مسائل مهمي را مي توانند به آن ها آموزش دهند.

والدين در تربيت فرزند بايد با يكديگر مشورت كنند و تصميمات عاقلانه اي در مورد فرزندشان بگيرند.

والدين گاهي سن كودك را در نظر نمي گيرند و اشتباها مفاهيم اخلاقي را فراتر از سن كودك در نظر گرفته و كودك در سن خاصش چيزي ياد نمي گيرد و وقتي بزرگ شد مفاهيم اخلاقي را مي آموزد.

پس بايد سن كودك را در نظر بگيريد  و بر اساس سن و درك و فهم كودك به او آموزش دهيد.

والدين براي آموزش بايد اطلاعات كافي داشته باشند به همين دليل بايد سبك تربيتي خود را بشناسند و ايراد هاي آن را رفع كنند.

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودكان ، نقش رنگ ها بر كاهش بي اشتهايي و بدغذايي

رنگ ها در اشتهاي كودكان تاثير دارد و در دنيا اين موضوع از نظر علمي به اثبات رسيده است.

كودكان در سن رشد قرار دارند و بايد غذاي كافي و مناسب بخورند تا بتوانند به خوبي رشد كنند و قوي بشوند. بدغذا بودن و كم اشتهايي در رشد آن ها اختلال به وجود مي آورد و برايشان ضرر دارد و در سلامت بدن تاثيرات منفي مي گذارد.

بايد بدغذايي و كم اشتهايي كودك درمان كنيد تا كودك به خوبي رشد كند و بهتر است راه هاي مختلفي را امتحان كنيد مثلا غذاهاي رنگي بپزيد يا به صورت بازي، به كودك غذا بدهيد.

براي كم اشتهايي همان ابتدا از مكمل هاي غذايي و دارو استفاده نكنيد. و راه هاي طبيعي را ابتدا امتحان كنيد.

كودكان عاشق رنگ هاي مختلف و طراح هاي جذاب و دوست داشتني هستند با تنوع دادن به غذا با استفاده از مواد طبيعي رنگي و جذاب كودك شايد بهتر از قبل غذا بخورد.

تاثير رنگ ها بر اشتها مهم است در اين مقاله نقش زنگ ها بررسي خواهد شد.

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودكان

اشتهاي افراد متفاوت است و رنگ ها يكي از عواملي است كه بر روي اشتهاي افراد و كودكان تاثير مي گذارد.

بسياري از كودكان بدغدا و كم اشتها هستند شما مي توانيد با شناخت رنگ ها و آشنايي با ويزگي هاي آن ها از غذاها و خوراكي هايي استفاده كنيد كه كودكان ميل به غذا پيدا كنند و پر اشتها شوند.

با استفاده از رنگ ها متنوع مي توانيد تزيين جذابي بر روي غذاي كودك انجام دهيد.

رنگ آّبي

محققان تحقيقات بسياري بر روي رنگ ها انجام داده اند و در مورد رنگ آبي به اين نتيجه رسيده اند كه باعث كم اشتهايي مي شود.

رنگ آبي بسيار آرامش بخش است و ناخودآگاه باعث مي شود شما آهسته و آرام غذا بخوريد و ميل كمتري به غذا داشته باشند.

در طبيعت غذاهايي كه رنگ آبي داشته باشد به ندرت پيدا مي شود به همين دليل افراد رغبتي به غذاي آِبي رنگ ندارند.

اگر خانه هايتان با تم آبي است يا اتاق كودكتان از رنگ آبي استفاده كرده ايد ممكن است يكي از دلايل كم اشتهايي شما و كودكتان باشد.

در انتخاب ظرف غذا دقت كنيد و سعي كنيد ظرف غذا و محيط اطراف كودكتان آبي نباشد.

از رنگ آبي براي درمان بي خوابي و فشارخون بالا و براي كاهش درد استفاده مي كنند و اگر از رنگ آّي زياد استفاده شود باعث سردي و نااميدي مي شود.

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودكان، تركيب رنگ سبز و آبي

تركيب رنگ سبزوآّبي به طور ناخودآگاه در ذهن افراد فاسد بودن و خراب بودن غذا را نشان مي دهد.

براي ظرف كودكان  و محيط اطرافشان از اين تركيب رنگ استفاده نكنيد چون باعث كم اشتهايي آن ها مي شود.

تركيب رنگ سبز و زرد

از تركيب رنگي سبز و زرد اصلا براي ظرف و محيط اطراف كودك استفاده نكنيد چون باعث كم اشتهايي و بدغذايي كودك مي شود.

تركيب رنگ سبز و زرد اشتها را كامل از بين مي برد و ناخودآگاه افراد را به ياد مواد شيميايي مي اندازد به همين دليل بدترين تركيب رنگي براي كودك مي باشد.

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودكان، رنگ سفيد

افراد با نگاه كردن به رنگ سفيد به تميزي و پاكي فكر مي كنند و افرادي كه رنگ سفيد را دوست دارند بيشتر به دنبال صلح و آرامش هستند.

رنگ سفيد يكي بهترين رنگ ها براي انتخاب ظرف غذا كودك و طراحي محيط اطراف كودك مي باشد زيرا اين رنگ خنثي اشتها را افزايش مي دهد.

رنگ قرمز

رنگ قرمز يك رنگ گرم و جذاب است و ناخودآگاه ذهن انسان به سمت عشق و شور ونشاط و هيجان و صميميت مي برد.

بيشتر افرادي كه جنب و جوش زيادي دارند و فعال هستند از اين رنگ استفاده مي كنند.

رنگ قرمز به شدت تحريك كننده و پر انرژِي است و فشار خون و ضربان قلب را بالا مي برد.

بهتر است ظروف غذاي كودك را از رنگ قرمز استفاده كنيد چون بسيار تحريك كننده است و باعث افزايش اشتها مي شود و اشتها را به خوبي تحريك مي كند.

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودكان، تركيب رنگ زرد، قرمز و نارنجي

يكي از جذاب ترين تركيب رنگ شناخته شده است و هوشمندانه ترين انتخاب براي افزايش اشتهاي كودكان بدغذا مي باشد.

اگر به رستوران ها و فست فودها گذر كنيد متوجه مي شود كه بيشتر آن ها از تركيب رنگ قرمز، نارنجي و زرد استفاده مي كنند و براي طراحي مكان از ايده رنگ هاي جذاب بهره مي برند.

تركيب رنگ زرد و نارنجي باعث ترشح هورموني به نام سروتونين مي شود و با نگاه كردن به اين رنگ ها فرد احساس گرسنگي مي كند و دوست دارد غذا سفارش دهد.

تركيب اين رنگ باعث مي شود اشتهاي شما چند برابر شود پس اگر كودكتان بدغذا يا كم اشتها است حتما ظرف غذا و محيط اطرافش را رنگ زرد و نارنجي و قرمزاستفاده كنيد كه ميل به غذا پيدا كند.

طراحي مناسب با رنگ ها براي افزايش اشتهاي كودكان

تاثير رنگ ها بر اشتهاي كودك در اين مقاله به خوبي ذكر شد و والدين وقتي با روانشناسي رنگ ها آشنا شدند به خوبي مي توانند اشتهاي كودكشان را افزايش دهند.

غذاهاي مختلفي براي كودكتان انتخاب كنيد و آن ها را با طرح هاي جذاب و كودكانه تزيين كنيد تا ميل كودكتان به غذا افزايش يابد.

براي طراحي مي توانيد از كودكتان كمك بگيريد و از خلاقيت او استفاده كنيد تا ظرف غذا را تزيين كند.

براي غذا دادن به كودك مي توانيد با او بازي كنيد و به او بگوييد كه طرف غذا را به عنوان يك بوم نقاشي در نظر بگيريد و به سليقه خود با خوراكي ها ظرف را تزيين كند و غذاها را بچيند.

اگر كودكتان با اين روش ها اشتهايش زياد نشد حتما دليل بي اشتهايي را پيدا كنيد و براي  بي اشتهايي كودكتان را درمان كنيد.

فرار دختران از خانه

به چه دليل دختران از خانه فرار مي كنند؟

فرار دختران ازخانه آثار و پيامدهاي زيان باري دارد و مشكلاتي را براي  فرد،خانواده و جامعه به وجود مي آورد.متاسفانه فرار دختران از خانه رو به افزايش است و وضعيت جامعه به مرز بحراني نزديك مي شود.

عوامل مختلفي باعث بروز اين مشكل مي شود كه مهم ترين آن ها عبارتند از: مشكلات دختران در دوره نوجواني، عدم بهداشت رواني در سطح خانواده و ناهنجاري‌هاي اجتماعي.

هر يك از اين عوامل به تنهايي ميتواند مشكلات روحي و فشارهاي سنگيني براي فرد به همراه داشته باشد.اما اگر خانواده در اين زمينه اطلاعات كافي داشته باشد با آگاهي خود ميتواند جلوي اين فاجعه را بگيرد.

فرار دختران از خانه

دختراني كه زير سن قانوني و بدون اطلاع و اجازه پدر و مادرش خانه را به مدت زمان نامشخصي ترك مي كنند را به عنوان دختران فراري مي شناسند.اين مساله ميتواند در مورد پسران نيز باشد اما براي دختران خطرات بيشتري دارد و با پيامدهاي زيان باري مانند اعتياد، بي بند و باري ،فحشا و فقر همراه است. و اين دختران اگر گرفتار سودجويان شوند عواقب ناخوشايندي در انتظارشان خواهد بود.

دليل فرار دختران از خانه

فرار دختران از خانه يك آسيب اجتماعي به شمار مي آيد  و دلايل آن مشكلات فردي،خانوادگي و اجتماعي است.

در ادامه اين عوامل را بررسي ميكنيم.

1.دوران نوجواني و بلوغ

محدوده سني 18-12 سالگي، دوراني بسيار حساس براي دختران مي باشد و در اين سن دختران به شدت آسيب پذير مي شوند و احتمال فرار آن ها از خانه بيشتر است. و اين موضوع بيشتر در دوره نوجواني اتفاق مي افتد چون دختران به سن بلوغ مي رسند و از نظر عاطفي دچار تغييراتي مي شوند. دختران در اين دوره بسيار زودرنج و حساس هستند و درون گرايي و انزوا طلبي، جلب توجه و... شدت بيشتري دارد.

2.ابتلا به اختلالات شخصيت

يكي ديگر از دلايل خانه گريزي دختران مبتلاشدن آن ها به اختلالات شخصيتي است.دختراني كه به اختلالات شخصيتي  نوع B دچار مي شوند بيشتر در معرض خانه گريزي هستند و نشانه‌هايي مانند عصبانيت و پرخاشگري، رفتارهاي پر خطر و نابهنجار، مصرف مواد و خودزني در آنها نمايان مي شود.

3. فرار دختران ازخانه | اضطراب و افسردگي

هرفردي ممكن است در زندگي دچار اضطراب و افسردگي شوند اما گاهي اوقات اضطراب و افسردگي حكم يك بيماري دارد و قدرت تصميم منطقي را از فرد گرفته و فرد در موقعيت هاي حساس و بحراني دچار سردرگمي ميشود و اين عامل مي تواند نقش مهمي در خانه گريزي دختران داشته باشد.

4. وجود اختلافات زناشويي و سردي در روابط خانوادگي

يكي از عوامل مهم خانه گريزي دختران به دليل نداشتن امنيت رواني و عاطفي دختران در محيط خانواده است.مشكلات و دعواها و تعارضات والدين در صورتي كه به طور منطقي و درست حل نشود فرزندان را درگير مي كند و اين تنش ها شرايط نامساعدي در محيط خانه ايجاد ميكند كه باعث سردي روابط خانوادگي شده و منجربه فرار دختران از خانه مي شود.در صورتي كه والدين به فرزندشان محبت نكنند و به نيازهاي عاطفي و رشدي دختر خود توجهي نداشته باشند و بيشتر محيط خانه را درگير اختلافات زناشويي كنند دختران به اميد رسيدن به زندگي رويايي خود و براي تجربه كردن محبت و آرامش از خانه فرار مي كنند.

 5. تعصبات و سخت گيري هاي زياد والدين

بسيار مهم است كه با فرزندان خود دوست باشيم و روابط صميمي و دوستانه اي با آن ها داشته باشيم تا در صورت داشتن مشكل  بتوانند راحت با والدين در ميان بگذارند و احساس ترس و ناراحتي نداشته باشند.اگر ميان خانواده و دختر فاصله و شكافي بيفته احتمال اينكه به طرف دوست ناباب و جنس مخالف كشيده شود و يا رفتارهاي پرخطر انجام دهد به شدت افزايش مي يابد.

خانواده ها نبايد بين دختر و پسر فرق بگذارند و سخت گيري بيش از اندازه با دختران داشته باشند چون اين تبعيض جنسيتي زياد باعث مي شود دختران به حرف والدين توجه نكنند و به فكر فرار از خانه باشند.

 6. مرگ والدين و بد سرپرستي ناپدري يا نامادري

بدسرپرستي يكي ديگر از عوامل خانه گريزي دختران مي باشد در خانواده هايي كه يكي از والدين يا هر دو فوت شده باشند .ناپدري و نامادري وارد محيط خانه مي شوند. در بعضي اوقات ناپدري و نامادري شرايط سخت و غيرقابل تحملي را براي دختران به وجود مي آورد كه باعث ميشود دختران از محيط خانه سرد شده و زندگي درخارج از خانه را ترجيح دهند.

 7. فرار دختران از خانه | اعتياد و بد سرپرستي والدين

اعتياد والدين باعث مي شوند خانه مكان ناامني براي فرزندان باشد و فرزندان احساس خطر كنند و در معرض سوء استفاده‌هاي جسمي، عاطفي و جنسي قرار گيرند. چون شرايط مناسبي در خانه وجود ندارد و جو خانوادگي نامساعد است دختران از خانه فرار مي كنندو به خارج از خانه پناه مي برند.

 8. افزايش ناهنجاري هاي اجتماعي

فرزندان اگر به راحتي بتوانند وارد شبكه هاي اجتماعي شوند درحالي كه آموزش هاي كافي در مورد نحوه استفاده درست از فضاهاي مجازي را نديده باشند ممكن است باعث ناهنجاري هاي اجتماعي از جمله خانه گريزي دختران شود.

اين مشكل به خصوص براي نوجوانان كه سن آن ها حساس است و بسيار كنجكاو و درصدد هويت يابي هستند مي توانند اثرات زيان بار و مخربي را به همراه داشته باشد.

يكي ديگر از عواملي كه باعث مي شود نوجوان شخصيت خود را بر اساس الگوهاي غلط پايه ريزي كند.تقليد كوركورانه و تاثير پذيري از دوستان است كه باعث اختلاف بين نوجوان و خانواده مي شود و نوجوان به هنجارشكني و ستيز با والدين مي پردازد و فرار از خانه را براي دور شدن از والدين در نظر مي گيرد.

 9. فرار دختران از خانه | فقر اقتصادي

زماني كه خانواده گرفتار فقراقتصادي شود و نيازهاي اوليه مانند خوراك ، پوشاك و بهداشت در خانواده تامين نشود، در بين اعضاي خانواده تنش و درگيري افزايش مي بايد و اختلافاتي را در ميان اعضاي خاانواده ايجاد مي كند و اين اختلافات باعث برهم خوردن تعادل نظام خانوادگي مي شود.

فقر اقتصادي و تهي دستي خانواده كودك را به سمت كار كردن در سن پايين ميكشاند كه باعث مي شود كودك به سمت كار هاي خلاف برود و شغل هاي نامناسبي را تجربه كند و دختران به فرار از خانه فكر كنند. وهمچنين در بسياري از خانواده هاي فقر به دختران توجه نمي شود و ناديده گرفته مي شوند و همين بي محبتي باعث ميشود دختران به سمت بيرون از خانه كشيده شوند و چون موقعيت رشد و پيشرفت آن ها در خانه امكان پذير نيست به راحتي گول افراد تبهكار را مي خورند.

پيشگيري از فرار دختران از خانه

والدين مي توانند با رعايت كردن برخي از نكات از خانه گريزي دختران،ناراحتي و هنجارشكني آن ها پيشگيري كنند.

نكات عبارت اند از:

1.ارتباط صميمانه

والدين بايد با فرزندان رابطه صميمانه و دوستانه اي داشته باشيد و در عين حال كه محدوديت هاي مشخصي براي فرزندان در نظر ميگيريد بايد آزادي هاي قابل قبولي در اختيارشان قرار دهيد تا با شما احساس راحتي داشته باشند و در هنگام وقوع مشكل صحبت با والدين را به دوستان ترجيح دهند.نقش مادر در اين زمينه بسيار پررنگ است و يكي از مهم ترين اعضاي خانواده در برقرار كردن حس رفاقت بين خود و فرزندان به شمار مي آيد.و مادر بايد با رفتارهاي صحيح با فرزند خود به خوبي آشنا باشد تا كمتر با فرزندان به مشكل خورد.

 2.توجه به مشكلات روحي

اهميت دادن به حالت روحي فرزندان بسيار مهم است و والدين بايد مراقب حالت روحي فرزندان باشيد زيرا بسياري از نوجوانان در شرايط استرس زا و ناراحتي به فكر از خانه فكر مي كنند.والدين بايد اطلاعات خود را در مورد دوره نوجواني بالا ببرند  و آگاهي كافي داشته باشند و بيشتر به فرزند خود توجه كنند چون نوجواني دوره طغيان احساسات است.

مشكلات والدين و فرزندان يك مساله طبيعي است اما اگر والدين آگاهي كافي نداشته باشند و با روحيات فرزندان آشنا نباشند ممكن است اين ناآگاهي به يك فاجعه همچون فرار دختران از خانه تبديل شود.

 3.جدي گرفتن تهديدها

نوجوانان قبل از اينكه تصميم به فرار از خانه بگيرند سعي ميكنند راه ارتباطي با خانواده را به روش ها ديگري به دست آوردند و با اعضاي خانواده ارتباط خوبي برقرار كنند. اما اگر موفق نشدند تهديد هايي را انجام ميدهند كه نمونه هاي بارز آن خودكشي و فرار از خانه است.والدين بايد اين تهديدها را جدي بگيرند وسعي كنند اين مشكلات را حل كنند.البته اين معني را نمي دهد كه والدين به همه خواسته هاي فرزندان بها دهند ونبايد همه را به خاطر فرزند خود قبول و مطيع فرزند باشند.

سخن آخر

بلوغ سن بسيار حساسي براي دختران است.آگاهي دادن به خانواده ها درمورد تغييرات سن بلوغ با استفاده از آموزش و استفاده از خدمات مشاوره ميتواند جلوي بسياري از اتفاقات ناخوشايند را بگيرد.براي جلوگيري از اين معضل اجتماعي بايد والدين محيط گرم و دوستانه در خانواده و روابط مناسب و صميمي با دختران ايجاد كنند.

 رفتار صحيح مادر با دختر نوجوان خيلي مهم است و به دختر كمك ميكند تا در صورت وجود مشكل مادر را به عنوان حامي خود در نظر بگيرد.

 در صورتي كه مشكلات در خانواده قابل حل نباشند و مثل گره كور شده باشند مشاوره خانواده بهترين گزينه براي حل اختلافات است.

مديريت زمان،بهترين روش مديريت زمان با تكنيك پومودوروراست

در زندگي پر مشغله امروزي استفاده بهينه از زمان براي بسياري از افراد ضروري و در عين حال دشوار است. مديريت زمان باعث مي شود كه در زمينه شغلي و تحصيلي برنامه ريزي درستي داشته باشيد و احتمال رسيدن به موفقيت افزايش يابد.و باعث پيشرفت در اهداف شخصي مي شود و با برنامه ريزي و مديريت زمان صحيح، مسير رسيدن به اهداف مشخص مي شود.كمبود زمان به دليل عوامل مختلفي پيش مي آيد كه مي توان به موارد زير اشاره كرد:

-         داشتن روياهاي غيرمنطقي

-         اهمال كاري و ناتواني در تصميم گيري

-         عدم مهارت در اولويت بندي كارها

-         واگذار نكردن كارها به ديگران

-         نداشتن برنامه ريزي صحيح و درست

و كساني كه با كمبود وقت مواجه مي شوند چون كارشان به درستي پيش نمي رود اعصابشان خورد شده و دچار ناراحتي روحي و رواني مي شوند و فشار رواني و استرس باعث مي شود كه بازدهي كارشان كاهش يابد.به همين دليل بايد با راه هاي مديريت آشنا شويد.يكي از روش هايي كه بازدهي فردي را به حداكثر مي رساند و استفاده اي بهينه از زمان مي كند تكنيك پومودورو مي باشد.در ادامه به مطالعه تكنيك پومودورو مي پردازيم كه امروزه در جهان طرفداران زيادي دارد و بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد.

تعريف مديريت زمان

مديريت زمان چيست؟ به معنا آن است كه برنامه هاي خود را به گونه اي زمان بندي و سامان بندي كنيد كه بتوانيد بيشترين بهره وري را داشته باشيد به عبارت ساده تر زمان را به بهترين حالت ممكن بين كارهايتان تقسيم بندي كنيد تا بتوانيد كارها با كيفيت خوب به اتمام برسانيد.بعضي اوقات با زمان كمي رو به رو مي شويد در حالي كه كارهاي شما روي هم انباشته شده است و بسيار زياد است.تقسيم بندي زمان به شما كمك مي كند كه كارهاي خود را به خوبي و هوشمندانه انجام دهيد و از زمان اندك خود بهترين استفاده را داشته باشيد.

 

اهميت مديريت زمان چيست؟

مديريت كردن زمان اهميت بسياري دارد و برخي از اين اهميت ها در ذيل ذكر شده است:

  1. اگر زمان را به درستي مديريت كنيد كارهايتان بازدهي عالي خواهد داشت و موجب افزايش بهره وري و كارايي مي شود.
  2. كاهش استرس،چون كارها به موقع انجام مي شود و طرف حرص نمي خورد.
  3. استفاده عالي از موقعيت ها و فرصت ها و امكان افزايش پيشرفت و موفقيت
  4. بالارفتن اعتماد به نفس،چون كارها به موقع انجام مي شود فرد از كارهايش راضي و خشنود است.
  5. اگر نتواند زماني را به درستي مديريت كند آثار نامطلوبي دارد و باعث استرس و فشار رواني مي شود.
  6. وجه خاص و حرفه اي در تحصيل و شغل
  7. 1.     اهداف غير واقعي
  8. 2.     عدم مديريت زمان به دليل عدم مهارت در اولويت بندي
  9. 3.     واگذار نكردن كارها به ديگران

دلايل كمبود زمان

اگر شما هميشه با كمبود وقت مواجه مي شويد و نمي توانيد به خوبي زمان را مديريت كنيد احتمالا با يكي از دلايل كمبود زمان رو به رو هستيد كه در زير بيان شده است:

بسياري از افراد روياپرداز هستند و هدف هايي در سر دارند كه در توان آن ها نيست و هر چند براي اين اهداف زمان داشته باشند باز هم به نتيجه نمي رسند پس افراد بايد توانايي هايي خود را در نظر بگيرند و با محدوديت زمان آشنايي داشته باشند تا بتوانند اهداف خود را انتخاب كرده و به آن ها نظم بدهند در غير اين صورت و حجم زيادي از كارها رو به رو مي شوند كه جز سردرگمي چيزي براي آن ها ندارد.و در نهايت با كمبود وقت مواجه مي شوند.

امروزه مشغله ها زياد است و افراد نمي رسند همه كارها را انجام دهند و بسياري از افراد هستند كه وقتي كارها روي هم انباشته مي شود سردرگم مي شوند و توانايي اولويت بندي در كارها را ندارند در نتيجه با كمبود وقت مواجه مي شوند. اگر آن ها مهارتي در اولويت بندي كارها داشته باشند مي توانند زمان خود را تقسيم بندي كنند تا به راحتي كارها را به اتمام برسانند.

گاهي اوقات بهتر است براي اينكه كارها به بهترين صورت انجام گيرد هر كار را به شخص خاصي بدهيم و كارها را بين افراد تقسيم كنيم. اين تقسيم كار باعث مي شود كه زمان به خوبي مديريت شود و كار با كيفيت انجام شود. اما بعضي اوقات پيش مي آيد كه در هنگام تقسيم بندي كار ،اشتباه كرده ايم و كار موردنظر را به فردي سپرده ايم كه توانايي انجام آن را را ندارد و وقت و زمان زيادي را هدر داده است.در نتيجه بهتر است هر كار را به فردي كه در آن زمينه تخصص داره محول كنيم.

  1. 4.     اهمال كاري
  2. 1.     اهداف خود را به گام هاي كوچك تقسيم كنيد
  3. 2.     برنامه ريزي كردن
  4. 3.     ناتواني در حفظ تمركز براي طولاني مدت
  5. 4.     مديريت زمان ، استفاده از تايمر 25 دقيقه اي

يكي از مهم ترين عواملي كه براي كمبود وقت مي توان نام برد اهمال كاري مي باشد يعني طرف زمان خود را هدر مي دهد و كارهاي فرعي مي پردازد و به علت هاي مختلف كار را به تعويق مي اندازد و هنگامي كه زمان موردنظر به حداقل رسيد شروع به انجام دادن كار مي كند و كار را با عجله به اتمام مي رساند در حالي كه كار كيفيت خوبي ندارد.

تكنيك پومودورو از راه هاي مديريت زمان

يكي از رايج ترين روش براي مديريت زمان استفاده از تكنيك پومودورو مي باشد.

تكنيك پومودورو چيست؟ تكنيكي است كه زمان مشخص شده را صرفا براي يك تكليف تقسيم بندي مي كند و زمان استراحت در بين بازه هاي كاري در نظر مي گيرد.

اهداف تكنيك پومودورو:

-         بهره گيري از حداكثر بازده فردي هنگام انجام دادن فعاليت ها

-         استفاده بهينه از زمان تعيين شده

-         تاكيد بر توانايي فرد در زمينه فعاليت مورد نظر

-         تمركز داشتن و توجه  به فعاليت

مديريت زمان ، با تكنيك پومودورو آشنا شويد

يك پژوهشگر و كارآفرين موفق به نام فرانچسكو سيريلو براي اينكه اهداف تحصيلي خود را به خوبي دنبال كند و به موفقيت برسد تكنيك پومودورو را براي مديريت كردن زمانش ابداع كرد.او يك تايمر به شكل گوجه فرنگي داشت و اين تايمر به صورت ميكانيكي كار مي كرد و زمان را تقسيم بندي مي كرد و فرانچسكو با استفاده از زمان تقسيم بندي شده كارش را به خوبي انجام مي داد. و اسم تكنيك به معني گوجه فرنگي در زبان ايتاليايي است.

پايه و اصول تكنيك پومودورو

در تكنيك پومودورو نكاتي وجود دارد مثلا اگر شما براي موضوع و يا تكليفي زمان محدود در نظر بگيريد خيلي بهتر است و فعاليت را با تمركز و دقت بهتري انجام مي دهيد تا اينكه بدون در نظر گرفتن زمان و بدون اينكه دقت كنيد چقدر زمان صرف انجام فعاليت شده است شروع به انجام كار كنيد. و بهتر است هنگام انجام فعاليت،ذهن خود را بر روي همان فعاليت متمركز كنيد تا بتوانيد در زمان محدود ولي با كيفيت انجام دهيد اگر چند فعاليت را باهم انجام دهيد باعث حواس پرتي مي شود و كارايي و نتيجه مناسبي به همراه نخواهد داشت.

مديريت زمان ،شيوه اجراي تكنيك پومودورو چگونه است

تكنيك پومودورو به صورت زير اجرا مي شود:

اگر يك هدف بزرگ را در نظر بگيريد ممكن است دچار ترس شويد و آرامش كافي براي رسيدن به هدف نداشته باشيد. براي مقابه با هراس ايجاد شده بايد هدف را به هدف هاي كوچك تقسيم كنيد تا با آسودگي و آرامش خاطر بتوانيد براي هدف خود تلاش كنيد و در مسير رسيدن به هدف لذت ببريد و دچاره دلهره و ترس نباشيد. و هنگامي كه هدف هاي كوچك به نتيجه مي رسد باعث مي شود كه انگيزه بگيريد و براي رسيدن به هدف بعدي با يك نيرو خاص عمل كنيد در نتيجه انگيزه باعث مي شود كه با تمركز بهتر و بازدهي بالاتري به هدف نهايي برسيد.

قبل از اينكه تكنيك پومودورو را شروع كنيد بايد تعداد فعاليت هايي كه قصد داريد انجام دهيد را مورد بررسي قرار دهيد و همچنين زماني را مشخص كنيد و بر اساس فعاليت مورد نظر زمان را تخمين بزنيد تا بتوانيد بهترين زمان را براي فعاليت در نظر بگيريد.

انسان نمي تواند براي يك مدت طولاني تمركز داشته باشد در اينجا تكنيك پومودورو زمان را به خوبي تقسيم كرده و بعد از هر 25 دقيقه كار و فعاليت زمان استراحتي را در نظر گرفته است.

براي انجام يك فعاليت بايد زمان را به خوبي مديريت كنيد براي اين كار مي توانيد از يك تايمر استفاده كنيد و آن را براي 25 دقيقه تنظيم كنيد و بعد از هر 25 دقيقه فعاليت، 5 دقيقه استراحت كنيد و اين روند را 4 مرتبه تكرار كنيد و بعد 15 الي 30 دقيقه به استراحت بپردازيد.  تا بتوانيد دوباره 4 دوره 25 دقيقه آماده شويد.

5. نحوه سپري كردن زمان هاي استراحت

همانطور كه گفته شد براي فعاليت ها بازه زماني خاصي در نظر گرفته شده است و هر 25 دقيقه فعاليت نياز به 5 دقيقه استراحت دارد و شما بايد در اين فرصت به كار فكر نكنيد و با بلند شدن از ميز كار،نوشيدن آب ،خوردن ميوه و تنقلات و قدم زدن و ... انرژي را براي ادامه كار به دست آوريد و بايد 4دوره اين 25دقيقه كار و 5دقيقه استراحت را انجام دهيد و بعد از آن استراحتي 15الي 30 دقيقه اي داشته باشيد.و به انجام فعاليت هاي آرامش بخش بپردازيد تا بتوانيد با انرژي مضاعف در مسير هدف قرار گيريد.

 6. پايبند بودن به برنامه زماني

پايبند بودن به برنامه و انجام فعاليت بر اساس زمان مشخص شده  در تكنيك پومودورو اهميت بسياري دارد و شما در هنگام انجام فعاليت بايد عواملي كه باعث عدم تمركز شده را بشناسيد و هنگام فعاليت گرفتار آن ها نشويد و اين عوامل ممكن است بازي با گوشي،تلفن زدن و صحبت كردن با دوستان وبسياري از كارهاي ديگر باشد چون باعث پايين آمدن كارايي تكنيك مي شوند.پس در صورت امكان كارهاي متفرقه را در زمان استراحت خود انجام دهيد و زمان را به درستي مديريت كنيد و خانواده و اطرافيان در جريان برنامه ريزي خود قرار دهيد تا در زمان مشخص شده مزاحم فعاليت شما نشوند.

معناي زندگي، خودتان معناي واقعي زندگي را بيابيد.

معناي واقعي زندگي مفهوم پيچيده‌ايست كه مي‌تواند به سادگي ذهن يك انسان باهوش را روز و شب درگير

كند. در زندگي با سوالاتي ممكن است رو به رو شويد كه نتوانيد به آن ها پاسخ دهيد.مثلا زندگي چيست؟ جهان هستي كجاست؟ جايگاه من در جهان هستي كجاست؟ چرا به جهان هستي پا گذاشته ام؟ هدف از زندگي چيست ؟ معناي واقعي زندگي چيست؟ و بسياري از سوال هاي ديگر. شايد نتوانيد به طور كامل زندگي را درك كنيد و بفهميد كه چرا و چگونه بايد زيست اما مي توانيد براي خود زندگي را تعرف كنيد و بر اساس علايق خود دنبال اهداف برويد و براي رسيدن به هدف ها تلاش كنيد. همه افراد براي اينكه با خودشناسي آشنا شوند و معني زندگي را بتوانند درك كنند بايد با اصولي آشنا شوند. كه در اين مقاله به بررسي موضوع مي پردازيم و نكات مربوط به درك زندگي را بيان مي كنيم تا بتوانيد اين مسئله را درك كنيد.

زندگي و معناي زندگي چيست؟

معناي زندگي از ديدگاه افراد متفاوت است و هر كس همانطور كه فكر مي كند زندگي را مي بيند و به عبارتي فكر و ذهن هر كس، به طور مستقيم با معناي زندگي در ارتباط است. و هر طور كه به زندگي فكر كنيد زندگي به همان صورت پيش مي رود. و انسان ها شخصيتي غايب نگر و هدف جو دارند و هميشه دوست دارند بدانند كه پايان مسير چه مي شود و هدف به كجا مي رسد. اما گاهي اوقات پيش مي آيد كه حس ذاتي و دروني به دلايل مختلف فراموش مي شود.

گاهي اوقات انسان با سوالاتي مواجه مي شود و براي اينكه بتواند زندگي را بهتر درك كند به دنبال درك معني زندگي مي رود. و اين شخص در طول زندگي به اين نكته رسيده است كه بدون هدف زندگي معنا ندارد و بسيار بيهوده و كسل كننده است و اگر زندگي بي هدف باشد ارزش ندارد و باعث سردرگمي انسان مي شود.و اين بي ارزشي ربطي به رفاه و امكانات و مسائل ديگر زندگي ندارد و بسياري از افرادي كه به دنبال درك زندگي مي روند گذشته آن ها با اهدافي بوده و سربلند و شاد بوده اند. و اگر زندگي را درك نكنند موجب ناراحتي و ياس آن ها مي شود.

زندگي را مي توان به دو بعد تقسيم كرد: بعد مادي و بعد معنوي

انسان بايد بداند كه كامياني و سعادت و خوشبختي او در كدام بعد است. و آن را انتخاب كند.بعد مادي فنا پذير است و به همين دليل در اولويتدوم قرار مي گيرد. بعد معنوي و درك معنوي زندگي مفهومي انتزاعي و شخصي دارد و هر كس بر اساس شخصيت خود آن را انتخاب مي كند.

براي يافتن معناي زندگي به قلب تان گوش كنيد!

براي اينكه بتوانيد زندگي را درك كنيد بايد به نجواي قلبتان گوش دهيد. مكان ساكتي را انتخاب كنيد همه چيز را رها كنيد و چشم ها را ببنديد و با تمركز به قلب خود توجه كنيد و به ندايي كه از دل آن بر مي خيزد گوش دهيد و در اين هنگام چيزي را كه احساس مي كنيد همان زندگي مي باشد.

سكوت و آرامش ايجاد شده باعث مي شود شما صداي قلبتان را بشنويد و در اين فضاي ايجاد شده شما مي توانيد با حس دروني خود آشنا شويد و آن را كشف كنيد.گوش دادن به نداي قلبتان باعث مي شود كه پاسخ پرسش هاي زير را بيابيد.

  • چه چيز باعث شادي شما مي‌شود؟
  • چه جايي به شما حس ماجراجويي‌هاي ساده كودكانه مي‌دهد؟
  • چه چيزي باعث درد مي‌شود؟ چه چيزي آن را پايان مي‌دهد؟
  • چه چيزي در شما شك و ترديد ايجاد مي‌كند؟
  • از چه چيزي فرار مي ‌كنيد؟

اگر به سوالات فوق صادقانه پاسخ دهيد مي توانيد با معناي زندگي را درك كنيد و بر اساس آن براي خود اهدافي را تعيين كنيد و براي رسيدن به اهداف تلاش كنيد در اين صورت زندگي برايتان زيباتر خواهد شد و معني پيدا خواهد كرد.

بي هدفي در زندگي

بسياري از افراد هستند كه معناي زندگي را درك نكرده اند و براي خود هدف مشخصي ندارند اين افراد در زندگي احساس پوچي مي كنند. اگر چه اين افراد ممكن است براي خريد خانه يا ماشين و وسايل لوكس و ...برنامه داشته باشند و به آن ها برسند اما چون دركي از زندگي ندارند نمي توانند با اين اهداف كوچك حال خود را خوب كنند. اين افراد براي اينكه احساس پوچي و بيهودگي را از خود دور كنند بايد معني زندگي را درك كنند و اين افراد بهتر است زندگي افراد موفق را بخوانند تا با دغدغه ها و هدف هاي آن ها آشنا شوند تا جرقه اي در ذهنشان به وجود آيد و بتوانند بهترين مسير را انتخاب كنند.

افرادي كه هدفي ندارند براي اينكه احساس بي فايده بودن و پوچ بودن را از خود دور كنند بسيار سخت تلاش مي كنند ولي همچنان در پايان روز زندگي براي آنها معنايي ندارد و تكراري است. افراد بايد با موهبت هاي الهي آشنا شوند و آن ها را بشناسند و استعدادهاي خود را شناخته و براي رشد آن تلاش كنند تا بتوانند معني زندگي را درك كنند. اما بيشتر مردم قدر موهبت ها و داشته ها را نمي دانند و به آن ها توجهي نمي كنند.

درمان هاي روانشناختي و كمك آن ها به كشف معناي زندگي

درك و فهميدن زندگي بسيار اهميت دارد و يكي از اهداف مهم در بسياري از رويكردهاي روانشناسي است. در ادامه با روش هايي كه باعث درك معني زندگي مي شود آشنا مي شويد.

  1. 1.     كشف معناي زندگي به كمك لوگوتراپي

درك كردن زندگي و پي بردن به معني زندگي اهميت بسياري دارد و در اين زمينه رويكردي تحت عنوان لوگوتراپي يا معنا درماني ابداع شده است تا بتوان به كمك آن معني زندگي را درك كرد . اين رويكرد را شخصي به نام دكتر ويكتور فرانكل روانشناس اتريشي ابداع كرده است اين روانشناس در زندگي خود سختي هاي بسياري ديده است و رنج هاي بسياري كشيده است او در اردوگاه كار اجباري اسير بوده است و خانواده است در كوره هاي آدم سوزي و اسارتگاه ها كشته شده اند. و به همين دليل براي اون سوال پيش آمد انسان به چه اميدي زنده است و چه جيز باعث مي شود اين رنج ها را تحمل كند و او به اين نتيجه رسيد كه اگر به چراي زندگي پاسخ دهد مي تواند به بهترين حالت ممكن زندگي اش رابسازد.

دكتر فرانكل معتقد بود معني زندگي براي انسان هاي مختلف متفاوت است و معناي واحدي براي آن ها وجود ندارد و براي پي بردن به اين گوهر باارزش بايد به درون خود نگاه كنيم و به مكاشفه دروني بپردازيم و به ارزش ها و راز و رمز هايي كه در وجود انسان قرار گرفته است پي ببريم. و هيچ كس نمي تواند معني زندگي خود به شما تحمل كند يا به طور اختصاصي همان معني زندگي خود را براي همه در نظر بگيرد.چون معني زندگي براي هر كس متفاوت است و بر اساس سختي ها و مشكلاتي كه در زندگي به وجود مي آيد افراد معني متفاوتي را برداشت مي كنند و بر اساس اين معنا، زندگي دوباره خود را آغاز مي كنند.

  1. 2.     روان درماني التقاطي

بسياري از درمانگران سعي دارند تا لوگودرماني يا همان معنا دادن به زندگي را در بسياري از تكنيك هاي روان شناختي خود همراه كنند.درمانگران براي درمان از تكنيك هاي زير استفاده مي كنند.

-         روان كاوي

-         درمان شناختي

-         درمان مبتني بر پذيرش و تعهد

-         پرداختن به افكار تحريف شده يا تعارض‌هاي بنيادي بيمار

-         در نظر گرفتن دغدغه هاي وجودي فرد

درمانگران بر اساس اين رويكردها سعي ميكنند تا بيمار معني زندگي را درك كند.

  1. 3.     كاربرد معنا درماني براي اختلالات و مشكلات روان شناختي 

بسياري از روانشناسان براي درمان بيماران از معنا درماني استفاده مي كنند تا بتوانند به آن ها كمك كنند از انرژي دروني خود استفاده كنند و رن جها و مشكلاتي كه كشيده اند را كنار گذاشته و با شادي و انرژي مثبت به زندگي نگاه كنند و زندگي خوشي را براي خود بسازند.آن ها مي توانند با درك معنا زندگي و جهان هستي رضايت دروني خود را افزايش دهند. روانشناسان براي حل بيماري نظير اضطراب مرگ، افسردگي، درگيري در اعتياد، الكليسم و ساير مشكلات روانپزشكي از معنا درماني استفاده مي‌كنند.

  1. 4.     راهكارهايي براي كشف معنا در زندگي
  2. 1.     ذهن آگاهي را تمرين كنيد

براي اينكه معناي زندگي را درك كنيد مي توانيد از يك درمانگر كمك بگيريد و در كنار درمانگر از راهكارهايي استفاده كنيد كه باعث مي شود معناي زندگي را به خوبي بشناسيد و راحت تر آن را پيدا كنيد و احساس رضايت دروني داشته باشيد. در زير با اين راهكارها آشنا خواهيد شد.

بسياري از افراد آنقدر درگير افكار مختلف هستند كه بسياري از چيزها را نمي بينند و نمي توانند از آن ها لذت ببرند مثلا طلوع و غروب خورشيد بسيار زيباست و اگر كسي ذهن آگاهي داشته باشد مي تواند لحظات پر خاطره اي براي خود بسازد.و از عظمت و بزرگي خدا لذت ببرد و در آفرينش طبيعت و نعمت هاي خدا تفكر كرده تا معناي زندگي را به قشنگي درك كند. افرادي كه به اين مسائل توجه نمي كنند مشغله ذهني زيادي دارند و آنها بايد از تكنيك آگاهي ذهن استفاده كنند تا بتوانند در لحظات مختلف شادي هاي متفاوتي را كسب كنند و حضور در لحظه را از دست ندهند. و از چيزهاي كوچك كه در زمان حال احساس مي شود بهترين بهره و الهام را برند. تكنيك آگاهي ذهني يكي از تكنيك هاي جالب در روانشناسي است.

  1. 2.     براي درك كردن معناي زندگي  بايد براي خود هدف بيافرينيد

براي اينكه بتوانيد معناي زندگي را درك كنيد بايد براي خود هدف داشته باشيد چون هدف باعث مي شود سختي هاي زندگي قابل تحمل باشد و براي رسيدن به هدف تلاش كنيد و هدفمندي به خوبي مقصد نهايي را به شما نشان مي دهد. داشتن هدف در زندگي شما را از بسياري از مشكلات نظير افسردگي و اضطراب و بيماري هاي رواني دور مي كند و داشتن هدف در زندگي مانند دوي مارتن است. فردي كه هدف  نهايي خود را مي شناسد و براي رسيدن به قهرماني تلاش مي كند ممكن است در طول مسير بارها به زمين افتاده باشد و با سختي هاي بسياري رو به رو شده باشد ولي چون مي داند مقصد نهايي كجاست براي رسيدن به آن تلاش مي كند و سختي  ها نمي تواند اون را از هذفش باز دارد و تا جايي كه توان دارد براي قهرماني تلاش مي كند.

  1. 3.     روحيه مسئوليت پذيري را در خود تقويت كنيد

افرادي كه معناي زندگي را درك مي كنند به توانايي خود اعتماد دارند و به ارزش خود پايبند هستند اين افراد مسئوليت خود را به خوبي قبول مي كنند و اگر كاري به آنها محول شود احساس مسئوليت پذيري مي كنند. تعهد و مسئوليت پذيري باعث مي شود در زندگي ثابت قدم باشيد.

  1. 4.     كنجكاوي خود را بال و پر دهيد

زندگي ها  سختي و مشقت زيادي دارد و افرادي كه خود را گرفتار اين سختي ها مي كنند و در آن ها غرق مي شوند باعث مي شود احساس بي تفائتي و بي حسي در آن ها به وجود آيد و خيال كنند رنج هاي بيهوده اي را تحمل كرده اند براي اينكه در اين حالت بي تقاوتي باقي نمي مانيد بايد به حس كنجكاوي خود بال و پر دهيد و با بررسي نقاط مثبت و منفي ز ندگي خود نقطه عطفي در ميان آن ها پيدا كنيد و معناي زندگي را درك كنيد بسياري از افراد زندگي و سرنوشت مشابه اي دارند اما برداشت آن ها از زندگي متفاوت است و ممكن است هر كدام معناي مختلفي از زندگي داشته باشند. اين يك درك و سفر دورني است و خود فرد مي تواند معني زندگي را درك كند.

نگاه اهل سخن درباره زندگي

اگه به زندگي افراد بزرگ و مشهور نگاه كنيد و زندگي نامه آن ها را مورد مطالعه قرار دهيد خود را درگير روزمرگي هاي زندگي نكرده و به دنبال درك درستي از زندگي هستيد. و نگاه عميق تري به زندگي خواهيد داشت در زير ديدگاه هاي مختلفي از بزرگان را مورد مطالعه قرار مي دهيم.

  • جاستين ماسك (Justine Musk): هدف از زندگي ترويج استعداد‌ها و موهبت‌هاي خود است.
  •  الكس بلك ول (Alex Blackwell): هدف از زندگي عشق ورزيدن بدون توقع و رسيدن به اين باور است كه شما هميشه شايسته‌ي دريافت عشق هستيد.
  • پاركر هسر (Parker Heuser): هدف از زندگي كشف محيط اطراف‌تان است، كشف خودتان و آنچه آموخته‌ايد. پيرو قلب‌تان و تكامل معنوي خود باشيد.
  • دالايي لاما (The Dalai Lama): شاد بودن، هدف واقعي زندگي است و با شاد بودن حس دورني خوبي را تجربه كنيد.
  • بري دونپورت (Barrie Davenport): هدف از زندگي، آگاهانه و عاشقانه زيستن در لحظه است.
  •  استيو پاولينا (Steve Pavlina): هدف از زندگي، كشف و تجربه است.
  • رالف اسمارت (Ralph Smart): باور دارم هدف از زندگي اين است كه به بهترين نسخه‌‌ي خودمان تبديل شويم.
  • كريستي ماري شلدون (Christi Marie Sheldon): تنها هدف زندگي كه‌ مي‌‌تواند ارضاكننده‌ي روح آدمي‌ باشد، عشق است.
  • ويل مايكل (Will Mitchel): هدف از زندگي، خودشكوفايي است.
  • بايرون كيتي (Byron Katie): براي درك بهتر اينكه هدف از زندگي چيست، بايد بدانيم هدف از زندگي چه چيزي نيست.
  • جاشوا بيكر (Joshua Becker): هدف از زندگي، خدمت به ديگران است.
  • متيو سيلور (Matthew Silver): خداوند به ما قدرت تصميم‌گيري و اراده داده، اما بايد از قلب‌مان براي يافتن آن استفاده كنيم.
  • برندان بيكر (Brendan Baker): هدف از زندگي ساختن چيزي متفاوت است، متفاوت و مثبت!

سخن آخر در مورد معناي زندگي

اگر به معناي زندگي خود پي ببريد باعث مي شود در مسير اهداف خود قرار گيريد و براي رسيدن به اهداف تلاش كنيد و راه رسيدن به اهدافتان بهتر و هموارتر  خواهد بود در اين مسير مي توانيد از روانشناسان كمك بگيريد تا بهترين انتخاب را داشته باشيد.

مهارت هاي زندگي ،همه آنچه كه بايد داشته باشيم

مهارت هاي زندگي چه هستند و چه كمكي به افراد مي كنند؟ مهارت هاي زندگي يكسري تمرين هاي رفتاري هستند كه باعث مي شوند فرد در موقعيت ها و شرايط مختلف زندگي بتواند بهترين رفتار و برخورد را از خود نشان دهد  و واكنش هاي فرد نسبت  به مسائل زندگي منطقي باشد. چون هيچ انساني كامل نيست و همه انسان ها ضعف هايي دارند و رفتار آن ها با نواقصي همراه است كه مي تواند آسيب ها و مشكلاتي را براي فرد و اطرافيانش به وجود آورد اما شما مي توانيد با شناخت مهارت هاي زندگي تا حدودي رفتار خود را كنترل كنيد و بهترين رفتار را داشته باشيد.چون مهارت هاي زندگي باعث مي شود از نظر روحي و رواني سالم باشيد پس مي توانيد با آموزش و به كمك مشاور مهارت هاي زندگي خود را گسترش دهيد و به شيوه مناسب تر زندگي كنيد در اين مقاله 10مهارت به عنوان مهارت هاي اصلي زندگي شناخته مي شود كه مورد بررسي قرار مي دهيم.

اهميت يادگيري مهارت هاي زندگي

تعريف مهارت زندگي از نظر سازمان بهداشت رواني: مهارت هاي زندگي ،مهارت هايي هستند كه براي افزايش توانايي رواني اجتماعي به افراد آموزش داده مي شود تا هنگامي كه در زندگي با مشكلات و اختلافاتي رو به رو شدند بتوانند به طور موثر و درست با كشمكش هاي زندگي برخورد كنند و افراد به دليل اينكه مهارت هاي زندگي را ياد ندارند و آموزشي نديده اند به مشكلات و شكست و ناكامي هايي در زندگي دچار مي شوند و چون اين مهارت ها ذاتي نيست و افراد براي آنكه بتوانند زندگي مناسبي داشته باشند بايد به يادگيري مهارت ها اهميت بدهند و آموزش ببينند.و نقص هاي خود را برطرف كنند. چون يادگيري مهارت ها نيازمند آموزش و تمرين در موقعيت هاي مختلف است.

1.     مهارت خودآگاهي از اولين مهارت هاي زندگي

مهارت خودآگاهي يكي از مهمترين مهارت هاي زندگي است و خود آگاهي يعني خودتان را به خوبي بشناسيد و شناخت دقيق و درستي از خود پيدا كنيد خودآگاهي يعني فهم و درك صحيحي از عقايد،احساسات ،توانايي ها و مهارت ها، آرا، انديشه ها و هيجان ها و كم و كاستي هاي خود داشته باشيد و به طور دقيق با شخصيت خود آشنا شويد چون اگر شناخت درستي نداشته باشيد در زندگي با مسائل و مشكلات بسياري رو به رو مي شويد و نمي توانيد تصميم هاي درستي براي زندگي و سرنوشت خود بگيريد چون گرفتن بسياري از تصميمات بايد با روحيه و شخصيت شما هم خواني داشته باشد.

براي اينكه مهارت خود آگاهي را تقويت كنيد بايد براي شناخت خود وقت بگذاريد و از خود بپرسيد "من كيستم " تا به خوبي با نقاط ضعف و قوت خود آشنا شويد براي اينكه به  نتايج بهتري برسيد مي توانيد در مورد شخصيت خود با اطرافيان به گفتگو بپردازيد و نظر آنها را بپرسيد تا با خصوصيات خود آشنا شويد.

2.     حل مسئله و تصميم گيري 

يكي ديگر از مهم ترين مهارت هاي زندگي مي توان به حل مسئله و تصميم گيري اشاره كرد. بسياري از افراد هستند كه قدرت تصميم گيري ندارند و نمي توانند براي سرنوشت خود تصميم درستي بگيرند. چون تصميم گيري و حل مسئله فرايندي است كه باعث مي شود راه حل هاي موثر و درستي كه مطابق با مشكلات روزمرگي است به وجود آيد و مسائل زندگي  با راه حل هاي سازگار حل شود.اگر حل مسئله به درستي انجام شود منابع رواني مثبت مانند رضايت از زندگي ،خشنودي و شادي و اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و باعث كاهش منابع رواني منفي مانند بيماري هاي رواني ، افسردگي و ... مي شود.

افراد هنگامي كه با مشكلاتي رو به رو مي شوند براي حل مسئله از دو روش استفاده مي كنند. گروهي از روش هيجان مدار و گروهي از روش مساله مدار

افرادي كه از رويكرد هيجان مدار براي حل مشكل استفاده مي كنند بر اساس هيجانات تصميم مي گيرند و براي اينكه شدت هيجانات منفي خود را كاهش دهند به رفتارهاي مخربي مانند سيگار كشيدن،مشروب خوردن و مصرف مواد مخدر روي مي آورند تا بتوانند راحت تر با احساسات منفي خود كنار بيايند.

اما گروهي كه با رويكرد مساله مدار به حل مشكل مي پردازند در وهله اول قبول مي  كنند كه مشكل قابل حل است و براي حل مشكل با راه حل هاي مختلفي برخورد مي كنند و وقتي پيامدهاي اين راه حل ها را بررسي كردند با توجه به شرايط و موقعيت بهترين راه حل را انتخاب مي كنند تا بتوانند مشكل را حل كنند.

3.     همدلي يا هوش هيجاني

مهارت همدلي يكي از مهارت هاي مهم زندگي است و براي اينكه اين مهارت را ياد بگيريد بايد روابط خود را با افراد بيشتر كنيد و بتوانيد عواطف، احساسات و نيازهاي افراد را به خوبي درك كنيد و بشناسيد. افرادي كه از هوش هيجاني مناسب برخوردارند درك بهتر از ديگران دارند و به راحتي مي توانند با ديگران رابطه برقرار كنند و دوستان بيشتر و بهتري داشته باشند اين افراد روابط اجتماعي آن ها قوي است و هيجانات مخرب آن ها در هنگام برخورد با ديگران كمتر است و مي توانند احساسات خشم و عصبانيت خود راهنگام ارتباط با ديگران كنترل كنند يا كمتر بروز دهند.

4.     مهارت نه گفتن و جرات ورزي

همه افراد بايد اين توانايي را داشته باشند تا هنگامي كه با درخواستي رو به رو مي شوند كه در توانايي آن ها نيست و يا نمي خواهند آن را انجام دهند بايد نه بگويند و مهارت نه گفتن را به خوبي ياد بگيرند اما اين مهارت براي همه افراد اسان نيست و بعضي از افراد به دليل خجالت ،رودروايسي و ... قادر نيستند آن را انجام دهندو كساني كه از مهارت نه گفتن را ندارند وقتي مسئله را قبول مي كنند براي انجام دادن آن با مشكلاتي رو به رو مي شوند و به فردي پرخاشگر تبديل ميشوند.

افرادي منفعل پرخاشگر كساني هستند كه از درون ناراضي هستند ولي خشم و عصبانيت خود را به روز نمي دهند و كار پيشنهاد شده را قبول مي كنند اما در هنگام اجرا به صورت زيركانه و مخفيانه نارضايتي خود را اعلام مي كنند. اين افراد رفتاري منفعلانه دارند يعني در ظاهر مهربان و فروتن هستند و به درخواست هاي همه جواب مثبت مي دهند و پاسخ آن ها بله مي باشد اما در باطن ناراضي هستند و نمي تواند به طرف نه بگويند چون جسارت نه گفتن را ندارند.

بعضي از افراد هستند كه جسارت داشتن و جرئت داشتن را با پرخاشگري اشتباه مي گيرند و باعث مي شوند كه رفتاري خشونت آميز به اطرافيان خود نشان دهند. آن ها براي اينكه بتوانند به خواسته هاي خود برسند و حقوق خود را به دست آورند حرف هاي ناسزا و رفتارهاي زشت و ناپسندي را از خود نشان مي دهند . اما بسياري از افراد هستن كه جرئت و جسارت لازم براي گرفتن حق و حقوق خود را دارند و به راحتي نمي گذارند كه حق آن ها را ضايع كند اين افراد بدون آنكه حقوق ديگران را ضايع كنند براي گرفتن حق خود اقدام مي كنند و اگر نظرشان با نظر ديگران متفاوت باشد حرف شان را مودبانه و منطقي به طرف مقابل مي گويند و باعث جروبحث و رفتارهاي خشونت آميز نمي شوند. اين افراد به راحتي مي توانند به ديگران نه بگويند چون نه گفتن يكي از مهارت هاي مهم زندگي مي باشد.

  1. 5.     تفكر خلاق از مهارت هاي كاربردي در زندگي

افرادي كه داراي تفكر خلاق هستند مي توانند مسائل زندگي را به گونه ي متفاوت و جديدي ببينند اين افراد به دليل خلاقيت از ويژگي منحصر به فردي برخودار هستند كه موارد زير نمونه هايي از ويژگي هاي آن هاست.

-         به نو آوري و تصميم گيري مستقل علاقه دارند.

-         افراد با تفكر خلاق، پديده‌هاي پيچيده را به پديده‌هاي ساده ترجيح مي‌دهند.

-         از پديده‌هاي جزئي قواعد كلي را استخراج كرده و بالعكس مي‌توانند از يك قاعدۀ كلي راه حل جزئي و عيني استنتاج نمايند.

-         مي‌توانند به خوبي بين تفكر منطقي و تفكر غير منطقي هماهنگي ايجاد كنند.

-         براي آن‌ها انگيزه‌هاي دروني نظير خودشكوفايي بيشتر از محرك‌ها و انگيزه‌هاي بيروني نظير تحسين ديگران، به دست آوردن پول و موارد اين چنيني اهميت دارد.

تفكر خلاق به عنوان يكي از مهارت‌هاي زندگي، قابليت پرورش و بهبود دارد. اما براي اين امر بايد شرايط لازم فراهم شود تا فرد بتواند اين توانايي را در خود پرورش دهد. تفكر خلاق در شرايط زير بهتر رشد مي‌كند:

-         آزادي در ابراز عقايد

-        داشتن فرصت و زمان كافي

-         مهم دانستن اشتباهات

-        اعتماد داشتن به دانش و مهارت‌هاي شخصي

-        رو به رو شدن با موقعيت‌هاي چالش برانگيز

  1. 6.     مهارت هاي زندگي ، تفكر انتقادي

تفكر انتقادي نوعي مهارت است كه بهره مندي از آن باعث پيشرفت در زندگي اجتماعي و فردي هر انساني مي شود. در واقع تفكر انتقادي توانايي انسان در انديشيدن به صورت مستقل و منعطف است. و باعث مي شود فرد درمورد تفكرش فكر كند و آن را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. و باعث مي شود فرد كمتر در معرض آسيب جدي قرار گيرد. اين نوع تفكر برخلاف اسمش به معناي انتقاد و يا عيب جويي نيست. كساني كه تفكر انتقادي (critical thinking) را در خود پرورش مي دهند افراد موفقي تلقي مي شوند. جامعه اي كه از اين افراد برخوردار باشد نيز به پيشرفت و توسعه دست خواهد يافت. تفكر انتقادي شامل مهارت ها و تكنيك هايي است كه در صورت آگاهي و پرورششان مي توانيد در برابر مسائل گوناگون با ديد تفكر انتقادي بنگريد.

آموزش سال هاي اول ابتدايي به پرورش تفكر خلاق بسيار كمك مي كند چون مي توانند با سوال هايي ذهن بچه ها را به چالش بكشانند و باعث شوند ذهنيتي خلاق داشته باشند

  1. مهارت مقابله با استرس

افرادي كه استرس خود را كنترل مي كنند و مي توانند به راحتي با آن مقابله كنند قادر خواهند بود تغييرات و دگرگوني هاي زندگي خود را به بهترين شيوه مديريت كنند. از نظر علمي با فعاليت هاي دروني، رواني و رفتاري مي توانيد استرس را كاهش دهيد. افرادي كه در مقابل استرس مقاومت نشان مي دهند و مي توانند با آن مقابله كنند ويژگي هاي زير را دارند.كه باعث مي شود هنگام مقابله به استرس به آن ها كمك زيادي شود.

-         متعهد و مسئول بودن

-          مبارزه طلب

-         چالش جو

-         توانمندي در زمينه هاي مختلف

  1. 8.     مهارت كنترل خشم

يكي از قدرتمندترين احساسات، خشم مي باشد كه بسياري از افراد نمي توانند آن را كنترل كنند و هنگام كنترل كردن آن با مشكلاتي مواجه مي شوند. كنترل كردن خشم به معني اين نيست كه خشونت را كمتر كنيد بلكه بايد شيوه مناسبي براي ابراز كردن خشم را آموزش ببينيد تا بتوانيد هنگامي كه در موقعيتي قرار مي گيريد يا با افراد برخورد مي كنيد با شيوه مناسبي خشم خود را مديريت كنيد.

اكر خشم شما قابل كنترل نيست مي توانيد از مشاوره و روانشناس كمك بگيريد. در زمينه كنترل خشم تكنيك هاي زيادي وجود دارد كه به شرح زير است:

-         تغيير انديشۀ خشم آلود

-         ريلكسيشن

-         حل مساله

-         ورزش و...

  1. 9.     ارتباط موثر و مهارت هاي بين فردي

افرادي به راحتي مي توانند با افراد ارتباط موثري داشته باشند و مهرت ارتباطي را ياد داشته باشند به خوبي  و گشاده رويي مي توانند با ديگران رابطه برقرار كنند و پيام ها را به خوبي به آن ها انتقال دهند و ديگران نيز هنگام برخورد با آن ها احساس راحتي خواهند داشت و رابطه مثبتي با آن ها شكل مي دهند. كه باعث ايجاد حس خوب و آرامش بخشي مي شود. مهارت هاي ارتباطي دو گونه است مهارت ارتباطي پايه و مهارت ارتباطي پيشرفته.

در مهارت ارتباطي پايه بايد به مطالب به خوبي گوش كنيد و به خوبي با طرف به گفتگو بپردازيد به طوري كه بيان شما موثر باشد. در مهارت پيشرمهارت هاي زندگي براي كودكان

فته زبان بدن اهميت بسياري دارد. اين دو مهارت را مي توان به عنوان مهارت ارتباط كلامي و مهارت ارتباط غيركلامي شناخت. و مهارت ارتباط غيركلامي بيشتر احساسات فرد را شامل مي شود يا در هنگام گفتگو به سر تكان دادن و علامت ها و نشانه هايي كه مشخص است منظورشان را به يكديگر مي رسانند اما در ارتباط كلامي بايد با حرف و صحبت با طرف مقابل ارتباط برقرار كنيد و گفنگوي شيريني را تجربه كنيد.

10.اعتماد به نفس از مهارت هاي لازم در زندگي

اعتماد به نفس  به معناي باور داشتن به خود و توانايي‌هايمان فارغ از هر قضاوتي است. اين باور منجر به اين مي‌شود كه افراد بتوانند مسائل و مشكلات پيش روي خود را با قدرت بيشتري حل و فصل كنند و در ارتباط با ديگران به موفقيت بيشتري دست يابند. در واقع هنگامي كه شما به خود اعتماد كافي داشته باشيد و تصويري مثبت و واقعي از خود بسازيد مي‌توانيد اعتماد ديگران را نيز جلب كنيد و در زندگي با مهارت و قابليت‌هاي بيشتري عمل كنيد.  عوامل زير در افزايش اعتماد به نفس تاثير به سزايي دارند.

-        انتخاب درست هدف

-        تشويق شدن از جانب ديگران

-        تقليد و همانند سازي از افرادي با اعتماد به نفس

-        از شكست خود تجربه كسب كنيد

-        معيارها و قواعد اجتماعي و شركت در كنفرانس ها

-        ورزش كردن

-        انتخاب لحن مناسب براي صحبت كردن بر اساس موقعيت و سن افراد

11.مهارت هاي فرعي

علاوه بر مهارت هاي اصلي، مهارت هاي ديگري وجود دارند كه باعث مي شود زندگي بهتري داشته باشيد در زير به بررسي مهارت فرعي مي پردازيم.

-         مهارت تاب آوري: مهارت تاب آوري و تحمل سختي به صورت ساده يعني چقدر ظرفيت بازگشتن از وضعيت هاي دشوار را داريم و چقدر مي توانيم خود را پس از بروز موقعيت هاي سخت، ترميم كنيم.داشتن مهارت تاب آوري و تحمل سختي باعث مي شود با موفقيت از رويدادهاي ناگوار عبور كنيم. با داشتن اين مهارت عليرغم قرار گرفتن در معرض تنش هاي شديد، مي توانيم رشد كنيم. درست مثل يك گل نيلوفر كه در مرداب رشد مي كند. مهارت تاب آوري درست مانند هر مهارت ديگري مي تواند با تلاش و تمرين و چالش هاي مختلف، رشد كند يا ضعيف شود. اين بستگي به خود هر فرد دارد كه در روند آزمون و خطاها و چالش ها رشد مي كند يا ضعيف تر مي شود.

-         مهارت نوشتن: يكي از مهمترين مهارت هاي ارتباطي نوشتن است هنگامي كه نمي توانيد به طور مستقيم با مخاطب ارتباط برقرار كنيد مي توانيد با نوشتن و مكتوب مساله خود را مطرح كنيد. و نوشتن اگر خوب باشد مي تواند  بر چندين نفر تاثير بگذارد و نوشتن به شما كمك مي كند تا ارتباط كلامي شما بهتر و قوي تر شود.

-         مهمهارت مذاكره: مذاكره كردن يك مهارت اكتسابي است كه با تمرين و يادگيري اصول اساسي آن مي توان آن را به دست آورد. موفقيت در مذاكره به شخصيت شما نيز بستگي دارد. اينكه چقدر به خودتان مسلط باشيد و بدانيد به كدام نقطه مي‌خواهيد برسيد. توانايي مذاكره كردن به شما اين امكان را مي دهد كه در موضوعات مختلف بيشترين نفع را ببريد. مذاكره خوب در كارهاي تجاري باعث مي شود كه فرد نفع زيادي ببرد و گامي بزرگ در جهت رشد سازمان و تجارت خود بردارد. افرادي مثل كارمندان و كارگران نيز مي توانند از طريق مذاكره خوب و حرفه اي مشكلات خود را به طور صحيح حل كنند. مثلا ممكن است كارگران از حقوق دريافتي خود ناراضي باشند و از اين طريق بدون بحث و درگيري و با قانع كردن كارگزار خود، حقوق شان را افزايش دهند.

-         مهارت تمركز: تمركز يك توانايي ذهني است كه با آن فرد مي‌تواند تمام توجه‌اش را بر روي يك موضوع خاص بگذارد به طوري كه عوامل ديگر مانع انجام كار او نشوند. نكته مهمي كه در تمركز مهم مي‌باشد اين است كه بتوانيم توانايي نگه داشتن توجه روي موضوع مورد نظر و جلوگيري از حواس پرتي را داشته باشيم. عدم تمركز وابسته به محيط و شخصيت افراد است و جز در برخي اختلالات، كاملا قابل حل است. تمركز مهارتي است كه با تمرين مي‌توان به آن دست يافت و فوايد زيادي دارد. 

مهارت هاي زندگي براي كودكان

مهارت هاي زندگي بسيار مهم است و باعث مي شود فرد و جامعه ي سالمي داشته باشيم و افراد مشكل روحي نداشته باشند و بتواند زندگي خوبي براي خود بسازند. اين مهارت بايد از همان كودكي به كودك آموزش داده شود تا در وجودش به خوبي نهادينه شود اما متاسفانه والدين و معلمان اين موضوع را در نظر نمي گيرند و مهارت هاي زندگي را به كودكان آموزش نمي دهند و اين ممكن است به دليل ناآگاهي آن ها باشد. و هنگامي بزرگسالي ياد گرفتن اين مهارت ها كمي سخت مي شود پس بهتر است والدين با كمك روانشناس اين مهارت ها را به كودك خود آموزش دهند تا كودكشان در آينده زندگي خوبي را تجربه كند.

سخن آخر

يادگرفتن مهارت زندگي يك امر ضروري براي همه افراد است اما افرادي هستند كه به راحتي نمي توانند اين مهارت ها را استفاده كنند اين افراد مي توانند با كمك روانشناس و شركت در همايش ها و كارگاه ها مهارت ارتباطي و مهارت زندگي خود را تقويت كنند تا بتوانند زندگي خوبي براي خود بسازند.

علائم،راه هاي انتقال،پيشگيري و درمان ويروس HPVچيست؟

ويروس اچ پي وي HPV يكي از ويروس‎هايي است كه از طريق رابطه جنسي انتقال داده مي‌شود.و رابطه جنسي مقعدي و دهاني مي تواند يكي از راه هاي انتقال آن باشد.افرادي كه گرفتار اين ويروس مي شوند ممكن است از وجود اين ويروس در بدن خود اطلاع نداشته باشند زيرا اين ويروس مدت زمان طولاني علائم خود را نمايان نمي كند و همين باعث مي شوند روز به روز بيماري شخص افزايش يافته و فرد بيماردر جريان گسترش ويروس نبوده و همين نشانه هاي مخفي ممكن است خطرناك باشد.اگر فرد علائم و نشانه هاي ويروس را هر چه زودتر بشناسد واطلاعات كافي داشته باشد ميتواند براي درمان آن اقدام كند.اگرچه براي درمان HPVهنوز به نتيجه نهايي نرسيده اند اما براي پيشگيري ميتوان از واكسناسيون استفاده كرد و جلوي عارضه آن را گرفت چون بسياري از عارضه هاي HPV قابل درمان است.

ويروس HPV يا پاپيلوماي انساني چيست؟

HPV چيست؟ اچ پي وي يك ويروس است كه 150نمونه با عارضه هاي مختلف دارد.و سال ها بدون علائم در بدن بيمار مي ماند.راه انتقال اين ويروس از طريق رابطه و آميزش جنسي و هرگونه ارتباط پوستي با آلت تناسلي است و ممكن است رابطه دهاني و مقعدي از راه هاي انتقال ويروس HPVباشد.عوارض اين ويروس زگيل و سرطان است.و راه درمان ندارد اما براي پيشگيري آن واكسن موجود است.

انواع ويروس HPV

ويروس اچ پي وي به دو گروه تقسيم مي شود: كم خطر و پر خطر.

ويروس اچ پي دي از نوع كم خطر را مي توان با روش هاي درماني از بين برد و پيشگيري كرد تا به سرطان منجر نشود. ويروس اچ پي وي از نوع پرخطر بسيار خطرناك است و به دليل داشتن سلول هاي غيرعادي باعث سرطان مي شود.اين ويروس انواع مختلفي دارد كه در ذيل به آن اشاره مي شود:

 1.ويروس hpv نوع 6

يكي از نمونه هاي گروه كم خطر ويروس اچ پي وي نوع 6 آن مي باشد كه زگيل هايي به صورت گل كلم بر روي بدن ايجان مي كند اما با واكسن مي توان از پيشرفت آن جلوگيري كرد و بيمار با رعايت دستورات دارويي بهبود يابد.افراد مي تواند قدرت سيستم ايمني خود را درمقابله با انواع بيماري ها بخصوص بيماري هاي مراقبتي با داروهاي تقويتي افزايش دهند و بدني مقاوم داشته باشند.

2. ويروس HPV نوع 11

يكي ديگر از انواع اچ پي وي كم خطر نوع 11 آن است اين نوع نيز با زگيل تناسلي همراه بوده و تغييراتي را در رحم ايجاد ميكند با واكسن مي توان تا حد زيادي از نوع 11در امان ماند و با مصرف داروهاي موضعي درمان مي شود.

90درصد زگيل هاي تناسلي به دليل وجود ويروس HPV  نوع 6 و نوع 11 آن مي باشد.

 3. ويروس HPV نوع 16 و 18

در دسته نوع پرخطر اچ پي وي انواع مختلفي وجود دارند از جمله ميتوان به HPVنوع 16 و 18 اشاره كرد.اين ويروس باعث سرطان دهانه رحم مي شود و 70 درصد از اين نوع سرطان به دليل وجود ويروس HPVنوع 16 و 18 مي باشد.

راه هاي انتقال ويروس اچ پي وي

راه هاي انتقال ويروس HPV به بدن:

  1. آميزش جنسي واژني
  2.  آميزش جنسي مقعدي
  3. آميزش جنسي دهاني
  4. تماس مستقيم پوستي با آلت تناسلي

به طور كلي دليل اصلي HPVرابطه جنسي است و كاندوم تا حدودي ميتواند از ابتلا به اين بيماري پيشگيري كند اما قسمت هايي از بدن كه با كاندوم پوشيده نيست ميتواند باعث جذب ويروس اچ پي وي شود.

محل هايي مانند استخر،سنگ توالت و دريافت خون آلوده در انتقال اين بيماري نقشي ندارد و اين ويروس فقط از رابطه جنسي وارد بدن مي شود.

عارضه هاي ويروس HPV

ويروس HPV سال ها بدون نشان دادن علائم مي تواند در بدن فرد بيمار باشد و از بين برود و مشكلي براي سلامتي فرد ايجاد نكند.اما در بعضي مواقع ممكن است باعث ايجاد زگيل تناسلي و سرطان شود كه در اين صورت نياز به درمان دارد.و اگر شدت يابد خطراتي براي فرد خواهد داشت.

نوعي از ويروس اچ پي وي وجود دارد كه با زگيل تناسلي نمايان مي شود اما به سرطان منجر نمي شود.

در ذليل با عارضه هاي ويروس HPV آشنا خواهيد شد:

  1. زگيل

بعضي از نمونه هاي ويروس HPV خطرناك نيست و فقط ممكن است باعث زگيل معمولي شود كه به راحتي درمان ميشود.گاهي اوقات باعث زگيل تناسلي مي شود و براي مرد و زن در نواحي مختلفي از بدنشان نمايان مي شود.

زگيل تناسلي در مردان بيشتر بر روي آلت تناسلي،كشاله ران و يا بر روي ران ظاهر مي شود. در زنان در نزديكي واژن،مقعد و دهانه رحم با زگيل تناسلي همراه است.

  1. سرطان

ويروس HPV يكي از عارضه هاي آن سرطان بود كه در زنان بسيار شايع تر مي باشد  و در مردان بسيار كمتر ديده شده است.اين ويروس بيشتر باعث سرطان مقعد ،آلت تناسلي و سرطان هاي گردن رحم و سرطان فرج مي شود.

سرطان هاي گردن رحم در زنان به علت ويروس اچ پي وي است وزناني كه سيگار مي كشند احتمال سرطان رحم آن ها خيلي بيشتر است.

  1. سرطان دهان

يكي از راه هاي انتقال ويروس HPV از طريق رابطه دهاني بود به همين دليل ميتواند باعث بيماري در قسمت هاي مختلف دهان شود كه مهم ترين آن بيماري در دهان و زبان و سرطان حلق مي باشد.و استفاده از مشروبات الكلي و دخانيات احتمال گرفتار شدن به سرطان دهان را افزايش مي دهد.

  1. سرطان هاي ديگر

ويروس HPV با  سرطان هاي مختلفي همراه است و شامل سرطان هايي كه شيوع كمتري دارد نيز مي شود .انواع سرطان فرج،آلت تناسلي وسرطان گردن رحم  و مهبل به دليل وجود ويروس اچ پي وي در بدن است.

50درصد از سرطان هاي فرج به دليل ويروس HPV  است . ويروس اچ پي وي پرخطر باعث ايجاد سرطان مهبل و آلت تناسلي در مردان مي شود.

ويروس HPVعلائم را به خوبي نمايان نمي كند و ممكن است سرطان سال ها بعد از بيماري به وجود آيد. و هنوز مشخص نشده كه چه گروهي از افراد گرفتار ويروس HPV ،سرطان و مشكلات بهداشتي مي شوند. اما بيشترين افرادي كه در معرض ابتلا به اين ويروس اند كساني هستند كه سيستم ايمني بدن آن ها ضعيف است مثلا بيمارن ايدز احتمال اينكه به ويروس اچ پي وي دچار شوند بيشتر است.

رابطه جنسي با وجود ويروس HPV چگونه بايد باشد؟

راه انتقال ويروس HPV از طريق رابطه جنسي بود و به همين دليل ايا با وجود ويروس HPV امكان رابطه جنسي وجود دارد يا خير؟

ابتدا بايد شريك جنسي خود را از وجود بيماري HPV درجريان قرار داده و با رعايت مسائل بهداشتي مي توانيد از انتقال آن جلوگيري كنيد.

براي جلوگيري از انتقال ويروس در حين رابطه بايد از كاندوم و دستكش لايتكس وdental dams استفاده كرد.

بارداري و ويروس HPV

گاهي اوقات مادراني كه مبتلا به ويروس HPV هستند باردار مي شوند و بسيار نگران هستند كه نوزادشان در خطر باشد.در اين مورد ابتدا بايد با پزشك موردنظر مشورت كرده و با توجه به نظر پزشك درمان بيماري را متوقف يا ادامه دهند.بهترين روش براي جلوگيري از انتقال ويروس به نوزاد عمل سزارين است زيرا گاهي اوقات به ندرت در حين زايمان ويروس به نوزاد منتقل مي شود و باعث زگيل تناسلي شده و مشكلات تنفسي براي نوزاد به وجود مي آورد كه خوشبختابه با كمك پزشكان قابل درمان است.

همانطور كه قبلا ذكر شد ويروس HPV  ميتواند سال ها در بدن بدون هيچ علائمي باشد و فرد بيمار در جريان بيماري اش نباشد.گاهي اوقات همسر و شوهر شما به طور ناگهاني نشانه هايي از ويروس HPV در بدنشان ظاهر مي شود اين بدان معنا نيست كه رابطه هاي جنسي با افراد ديگري را تجربه كردند بلكه افرادي كه فعاليت جنسي دارند احتمال ابتلا شدن آن ها به ويروس HPV زياد است.

راه هاي تشخيص ويروس اچ پي وي

زنان درمحدوده سني 21تا 65 سال بهتر است هر سه سال يك بار آزمايش پاپ را انجام دهند تا سلول هاي غير طبيعي در گردنه رحم آن ها مورد بررسي قرار گيرد و يكي از بهترين روش ها براي تشخيص ويروس HPV در زنان مي باشد.اما متاسفانه در مردان هيچ روش غربالگري وجود ندارد.

درمان ويروس اچ پي وي 

ويروس HPV هيچ راه درماني ندارد اما مي توان با روش هايي عارضه هاي آن را كاهش داد يا از بين برد.فردي كه مبتلا به HPV باشد ولي هيچ علائم و زگيل تناسلي نداشته باشد اما باز هم مي تواند ويروس را به شريك جنسي خود منتقل كند.چون ويروس اچ پي وي از بين نمي رود و ممكن است فرد دوباره گرفتار زگيل تناسلي شود. ولي در اكثر مواقع عفونت ناشي از ويروس اچ پي وي كمتر مي شود و يا به مرور زمان از بين مي رود كه ديگر تاثيري بر بدن نمي گذارد.

براي از بين بردن زگيل و ضايعات پيش سرطاني مي توان از روش هاي از جمله منجمد كردن و حلقه هاي الكتريكي استفاده كرد.

راه هاي پيشگيري از ابتلا به ويروس اچ پي وي

براي اينكه گرفتار اين ويروس نشويد بهترين راه آن پيشگيري و رعايت مسائل بهداشتي است.در ذيل با راه هاي پيشگيري آشنا مي شويد.

1. پيشگيري اوليه

آموزش نقش بسيار مهمي براي پيشگيري دارد و براي نوجوانان و جوانان بسيار مفيد است.با شركت در جلسات مشاوره جنسي مي توانيد با بيماري هاي مراقبت هاي جنسي آشنا شويد و اقداماتي براي پيشگيري از ابتلا به آن ها انجام دهيد.داشتن شريك جنسي متعدد مي توانند درصدد گرفتار شدن به ويروس اچ پي وي را افزايش دهد يكي از مؤثرترين راه براي پيشگيري محدود كردن رابطه جنسي است و استفاده از كاندوم نيز مي تواند تا حدودي از ابتلا شدن به ويروس اچ پي وي جلوگيري كند.

 2. پيشگيري ثانويه

ويروس اچ پي وي راه درمان ندارد اما براي پيشگيري آن واكسني موجود است.كساني كه رابطه جنسي داشته و احتمال مي دهند كه سلول هاي آلوده اي در بدنشان وجود دارد با مراجعه پزشك و زدن واكسن قبل از رابطه جنسي مي تواند از سلول هاي آلوده نشده محافظت كنند.چون بهترين زمان براي زدن واكسن قبل از شروع رابطه جنسي است .و احتمال اينكه براي سلول هاي آلوده نشده مؤثر باشد بسيار زياد است.

انجام تست پاپ اسمير يكي از روش هايي است كه ميتواند ويروس را قبل از سرطاني شدن شناسايي كند در اين صورت با كمك پزشكان مي تواند ويروس را از بين برد و بيماري را شكست داد.